تبلیغات
فروشگاه انلاین درخت میوه

بادام رقم مامائی منشاءآن ایران می باشدکه زمان گل دهی آن متوسط دیر گل است. زمان رسیدن میوه آن زودمیباشد و نوع پوست چوبی میوه خیلی سخت با طعم مغز شیرین و مغز۲۶%است.از نظرعادت باردهی نیز بر روی شاخه یکساله و نوع باروری آن خودناسازگار است. ارقام گرده دهنده بادام  ربیع و سفید و دارای عملکرد زیادمی باشد.

مناسب‌ترین خاک برای  #نهال بادام مامایی،بادام دیرگل خاک‌های لومی می‌باشند اما با توجه به این‌که درختان بادام اغلب در خاک‌های غیر حاصلخیز کاشته می‌شوند، بنابراین قبل از کاشت  #نهال_بادام مامایی برای تعیین میزان کمبود مواد غذایی باید تجزیه خاک صورت گیرد. تجزیه برگی نیز برای تشخیص مقدار و نوع عناصر غذایی خاک مفید است.

 برای احداث موفقیت آمیز یک باغ #بادام مامایی، انتخاب پایه مناسب اهمیت فراوانی داردوانتخاب یک پایه با تمام خصوصیات مطلوب امکانپذیر نیست بلکه بایستی با توجه به شرایط اقلیمی، شرایط خاک، نوع رقم وآفات وبیماریهای غالب هر منطقه،پایه مطلوب را انتخاب نمود. همچنین دستیابی به ترکیب مناسبی از پایه وپیوندک با توجه به شرایط اقلیم وخاک برای نیل به عملکرد مطلوب اهمیت زیادی دارد.

بادام مامایی


برچسب ها: نهال بادام، بادام مامایی، نهالستان پارس، بادام پایه تلخ، بادام پایه شیرین، بادام پیوندی،
دنبالک ها: بادام مامایی،

تاریخ : یکشنبه 25 مهر 1395 | 10:32 ق.ظ | نویسنده : مدیر سایت | نظرات
هرس زمستانه
هرس زمستانه
معمولاً هرس زمستانه به هنگام خزان گیاه انجام می‌شود، با وجود این در تمام ماه‌های پاییز و زمستان این عمل میسر است. هرس شدید زمستانه درختان موجب تقویت شاخه‌های تولید شده در سال آینده می‌شود و چنانچه درخت هرس زمستانه نشود یا هرس سبكی در روی آن صورت گیرد، شاخه‌های حاصل از رشد جدید كمتر خواهد شد. شاخه‌های جدید رشد كرده پس از هرس زمستانه طویل‌تر هستند زیرا میان گره‌های بلندتری دارند. همچنین برگهای سبزتر و بزرگتری دارند. از این نظر كه هنگام خزان، شاخه‌ها فاقد برگ بوده و به آسانی قابل رؤیت هستند انجام هرس زمستانه دقیق‌تر است.

درختی كه هرس سنگین می‌شود تعداد جوانه‌های كمتری برای رشد شاخه‌هایش در فصل بعد دارد، بنابراین مواد غذایی ذخیره شده در درخت به شاخه‌ها و جوانه‌های كمتری قسمت شده و در نهایت شاخه‌های جدید رشد بیشتری خواهند داشت. اما بایستی توجه داشت كه هرس شدید زمستانه باعث تأخیر در باردهی گیاه می‌شود.

2- هرس تابستانه :

زمان اجرای هرس تابستانه با توجه به عوامل محیطی و میزان رشد گونه گیاهی متفاوت است با وجود این در مورد درختان میوه ماههای اردیبهشت تا تیر ماه مناسب خواهند بود. در هرس تابستانه شاخه‌های نابارور درخت مانند پاجوش‌ها و نرك‌ها و همچنین گلها و میوه‌های كوچك اضافی نیز حذف می‌شوند. بنابراین هرس پوست، گل و میوه، حذف برگها و سرزنی شاخه‌های در حال رشد از جمله هرس‌های تابستانه محسوب می‌شوند. برای مثال حذف تعدادی از برگهای بالغ درخت كه بر روی میوه‌های در حال رشد سایه‌اندازی می‌كنند موجب تغییر رنگ در میوه‌ها شده و كیفیت بازارپسندی محصول را افزایش می‌دهد.

درختان خزان‌دار در بهار شروع به رشد می كنند، معمولاً این رویش چندین هفته و تا فرارسیدن دوره ركود زمستانه باقی می ماند. زمان انجام هرس تابستانه مهم است. اگر هرس تابستانه پیش از اتمام رشد اولیه درخت انجام شود دوره رشد رویشی طولانی‌تر شده و مواد گیاهی از دست رفته در اثر هرس جایگزین می شود. این عمل در درختانی كه جوانه گل آنها بر روی چوب یكساله تشكیل میشود، باعث كاهش گل انگیزی می گردد زیرا دوره رشد مناسب برای گل‌انگیزی در شاخه‌های جدید كوتاه می شود. اگر پس از اتمام رشد شاخه‌ها، هرس تابستانه صورت گیرد مقدار سطح برگ و فتوسنتز كم شده و قدرت درخت كاهش می یابد. در نهایت اگر هرس تابستانه بسیار دیر هنگام انجام شود تعداد جوانه‌های گل و گلدهی كاهش پیدا می‌كند.

در درختان میوه‌ای كه محل تشكیل جوانه گل آنها سیخك‌های (Spurs) (شاخه‌های كوتاه میوه دهنده) دو ساله است هرس تابستانه ممكن است گلدهی را تحریك كند زیرا با حذف شاخه‌های سال جاری نور بیشتری به جوانه‌ها و برگهای اطراف سیخك‌ها می رسد و رقابت سیخك‌ها با سرشاخه‌های در حال رشد كاهش می ‌یابد.

زخم‌های حاصل از هرس زمستانه دیرتر از هرس تابستانه ترمیم می‌شوند زیرا در فصل رشد گیاه سریع‌تر می ‌تواند محل زخم را بپوشاند از اینرو احتمال آلودگی زخم‌ها در طی زمستان كمی بیشتر است.

اصول كلی هرس درختان میوه :

حذف شاخه‌ها و ریشه‌های زاید یكی از اصولی ‌ترین روش‌ها در تولید میوه است. حذف اندام‌های زاید درختان به منظور تغییر برخی وظایف فیزیولوژیكی صورت می‌گیرد. در درختان جوان قطع شاخه‌های زاید باعث ایجاد اسكلت اولیه می‌شود. در درختان بارور و مسن چنانچه قطع شاخه‌ها به طریق صحیح انجام شود موجب نفوذ نور بیشتر به درون تاج درخت، انتقال مواد فتوسنتزی به میوه و ریشه و در نهایت باعث تنظیم تشكیل جوانه گل خواهد شد.

هرس به منظور اسكلت ‌بندی درخت:

همانطوری كه قبلاً در بحث ازدیاد نباتات بیان شد بسیاری از پایه‌های درختان میوه را با استفاده از نهال‌های بذری تكثیر می‌كنند. نهال‌ها به مدت 4 - 1 سال در خزانه نگهداری می ‌شوند و سپس در پاییز یا زمستان از خزانه به زمین اصلی منتقل می‌شوند. از آنجایی كه ریشه نهال‌های بذری عمیق است در هنگام جابجا كردن و انتقال به بستر اصلی، تعدادی از ریشه‌ها آسیب می‌بینند از اینرو بایستی ریشه‌های زخمی را هرس كرد. از طرفی با حذف مقداری از ریشه‌های نهال باید تعادل بین اندام‌ هوایی و ریشه نهال را تنظیم كرد. برای این منظور مقداری از شاخه‌ها را نیز هرس می‌كنند.

نهال‌ها بطور كلی به دو شكل موجودند برخی دارای تنه صاف و فاقد انشعاب هستند و بعضی چند شاخه فرعی داشته و منشعب می باشند. نحوه هرس این دو نوع نهال پس از كاشت در زمین اصلی ، تا حدودی با یكدیگر متفاوت است. در حالت اول تنها كافی است كه سربرداری نهال در ارتفاع تقریبی 80-50 سانتی‌متر انجام شود. در حالت دوم كه نهال منشعب است ابتدا باید چند شاخه فرعی را بطوریكه با هم حداقل 10 سانتی‌متر بر روی تنه نهال فاصله‌ دارند به عنوان شاخه‌های اصلی و آینده درخت انتخاب كرده و سپس دقت كرد كه این شاخه‌ها فضای تاج درخت آینده را در تمام جهات فرا گرفته باشند و تداخلی در یكدیگر نداشته باشند. همانطور كه قبلاً گفته شد زاویه بین شاخه‌ها و تنه نهال‌ باید به اندازه كافی باز باشد زیرا پس از گذشت چند سال زاویه مذكور كاهش خواهد یافت. لازم به یادآوری است كه اعمال انجام شده در نهال‌های منشعب، در نهال‌ هال صاف و فاقد انشعاب در سال دوم انجام می‌شود.

در هر دو حالت زاویه بین شاخه‌ها و تنه تا زمانی كه نهال دارای شاخه‌های جوان و قابل انعطاف است باید با كمك تكه‌های چوب باز نگه داشته شود. در سال دوم، هرس شاخه‌های اصلی بدین صورت است كه حدود نیمی از طول آنها حذف می‌شود.

در سال‌های سوم و چهارم پس از كاشت نهال، هرس تنها به حذف شاخه‌های رشد یافته اضافی و نامطلوب محدود شده و فرم و اسكلت اصلی نهال كه شامل تنه و 4 - 3 شاخه اصلی است باید حفظ شود.

اصول هرس باردهی درختان:

درختی كه بدون دخالت باغدار و در شرایط طبیعی رشد كرده، معمولاً شاخ و برگ زیادی تولید می كند كه همراه با تداخل آنها نیز می‌باشد، این موضوع مانع از رسیدن نور كافی به داخل تاج درخت می‌شود و به دنبال آن از كیفیت و مرغوبیت میوه‌ها كاسته می‌شود. از اینرو هرس مناسب و كافی درختان میوه برای رسیدن به خصوصیات مطلوب محصول همواره مورد توجه باغداران بوده است. پس از اینكه درختان میوه به باردهی رسیدند، لازم است هر ساله یا هر چند سال یك مرتبه برخی از انواع هرس بر روی آنها انجام شود تا كیفیت و كمیت محصول در دوران باردهی اقتصادی درخت حفظ شود. با توجه به اهمیت پرورش میوه‌های دانه‌دار به ویژه سیب و گلابی در بحث میوه‌كاری، در اینجا به اصول كلی در مورد هرس باردهی این گونه‌ها اشاره شده و یادآوری می‌شود كه دقت كافی در این موارد راهنمای خوبی برای هرس باردهی در درختان میوه است.

1- هوا و نور موجب تغذیه و رشد اعضای شاخه درخت می شوند. اكسیژن، دی اكسید كربن و انرژی لازم برای انجام عمل فتوسنتز در برگهای گیاه، از محیط بالای سطح زمین تأمین می‌شود پس گیاه باید در شرایطی پرورش یابد كه از این لحاظ محدودیتی برای آن موجود نباشد. زیرا برگها محل اصلی تولید (Source) شیره پرورده در گیاه می‌باشند.

2- قسمت‌های فوقانی یك شاخه بهتر از قسمت‌های تحتانی آن تغذیه می شوند. بدین منظور كه شیره نباتی همواره تمایل دارد به قسمت‌های انتهایی شاخه‌های اصلی و فرعی كه رشد عمودی دارند صعود نماید. این موضوع می‌تواند به دلیل وجود و سنتز هورمون‌های رشد مانند اكسین‌ها و جیبرلین‌ها در انتهای شاخه باشد.

3- از نظر رشد و نمو، بین اعضای رویشی و زایشی (بارده) درخت رقابت وجود دارد. پس با حذف مقداری از میوه‌ها در درختان بارده، مواد غذایی برای رشد شاخ و برگ و تقویت درخت مصرف شده كه با تولید شیره پرورده بیشتر، تبدیل جوانه‌های رویشی به زایشی برای سالهای بعد تأمین می‌شود.

4- قسمت‌های مختلف یك شاخه با یكدیگر همبستگی دارند. برای مثال اگر سیخك‌های یك شاخه حذف شوند شیره نباتی كه به مصرف سیخك‌ها می‌رسید به طرف سایر اندام‌های مجاور هدایت می‌شود و رشد و نمو آنها را تسهیل می کند. در صورت حذف قسمتی از اعضای جذب كننده(Sink) شیره نباتی، ذخایر موجود بطور منظم بین اعضای باقیمانده تقسیم می شود زیرا تغییری در میزان جذب مواد غذایی از خاك به وجود نیامده است.

5- جوانه‌های واقع بر روی قسمت‌هایی از شاخه‌ كه جریان شیره خام در آنجا بیشتر است به صورت شاخه‌های جوان تكامل یافته و تولید چوب می‌كنند.

6- جوانه‌هایی كه با شیره خام كمتر و شیره پرورده كافی تغذیه می‌شوند به آسانی به جوانه گل تكامل می‌یابند. در فصل تابستان میزان شیره پرورده تولید شده در برگها به حداكثر ممكن می‌رسد زیرا رشد برگها و سطح برگ درخت افزایش یافته است. این زمان با تمایز یابی جوانه‌های چوب به گل برای محصول سال آینده مصادف است. بنابراین باید از انجام هرس شدید درخت در طی تابستان خودداری كرد.

سیستم‌های تربیت درختان:

قبلاً اشاره شد كه تربیت یعنی ایجاد شكلی خاص در گیاه به منظور‌های معین. مثلاً باز كردن تاج درخت برای ورود نور بیشتر، تنظیم ارتفاع درخت و تقویت شاخه‌های اصلی. تربیت درختان به اشكال گوناگون و متفاوت صورت می ‌گیرد كه در این جا تنها به ذكر سه روش مهم در تربیت درختان میوه اكتفا می‌شود.

شكل جامی (Vase (open center) (مركز باز، بدون شاخه پیشاهنگ) :

هدف از این روش، تربیت درختان با تاج پهن می‌باشد كه مركز آن باز است. یك تنه كوتاه به ارتفاع حدود 35-30 سانتی‌متر و تعدد 6-5 شاخه كه از مركز درخت منشاء می‌گیرند شكل كلی درختان پرورش یافته به روش مركز باز است. با وجود اینكه نفوذ نور به تاج درخت مطلوب بوده و رنگ‌پذیری میوه و گل انگیزی در درخت را افزایش می‌دهد اما این سیستم برای پرورش درختان میوه زیاد كاربرد ندارد. علاوه بر آن در درختانی مانند سیب و گلابی از این روش استفاده نمی‌شود زیرا:

1- درختان به طور طبیعی به این شكل رشد نمی‌كنند.

2- همچنانكه درخت مسن می‌شود بخش عمده‌ای از شاخه‌های بارور طویل شده و بایستی از نردبان برای چیدن محصول استفاده كرد.

3- هرس درختان بالغ نیاز به وقت زیادی دارد.

4- محلول پاشی بر روی درختان بالغ و نفوذ آن به مركز درخت مشكل است.

5- محل انشعاب شاخه‌های درخت محكم و قوی نیست و در هنگام میوه‌دهی زیاد، قیم برای نگهداری شاخه‌ها مورد نیاز است.

شكل‌جامی غالباً برای تربیت درختان هلو و آلوی ژاپنی استفاده می‌شود. با این حال به دلیل باز بودن مركز تاج، مقدار محصول در هر درخت كمتر از سایر سیستم‌ها خواهد بود.

شكل هرمی پاكوتاه (Dwarfing pyramid (Center- leader semi intensive system) (پیشاهنگ مركزی نیمه متراكم ) :

از این روش به طور عمده در تربیت درختان سیب و گلابی در كشت متراكم استفاده می‌شود. در این سیستم بسیاری از مشكلات روش مركز باز وجود ندارد. نه تنها عملكرد محصول در این حالت بیشتر است. بلكه زمان لازم برای رسیدن درختان به باردهی در این سیستم كمتر است از اینرو بازگشت سرمایه سریع‌تر خواهد بود. تربیت درختان میوه بر روی پایه‌های پر رشد، كمتر بدین شكل صورت می‌گیرد زیرا چنین درختانی پس از گذشت چند سال ارتفاع زیادی پیدا كرده كه این موضوع برای باغداری جدید و مكانیزه مناسب نیست. در شكل هرمی ساده كه برای تربیت درختان غیر مثمر مانند كاج و چنار بكار می‌رود نیاز زیادی به هرس نیست. ضرورت موفقیت شكل هرمی پاكوتاه برای درختان میوه در استفاده از پایه‌های پاكوتاه كننده یا پایه‌های كم رشد است. زیرا چنین پایه‌هایی رشد زیادی نداشته و حتی پس از چند سال مناسب عملیات داشت و برداشت خواهند بود. در این حالت فواصل كاشت نهال‌ها به مراتب كمتر از سیستم احداث باغ بر روی پایه‌های پر رشد (استاندارد) است، به عبارتی كاشت نهال‌ها به صورت نیمه متراكم انجام می‌شود تا كاهش عملكرد هر تك درخت (به دلیل پاكوتاهی و كم بودن سطح برگ) جبران شود.

روش كار چنین است كه پس از تهیه نهال از گونه‌های سیب و گلابی (پایه‌های پاكوتاه)، كاشت نهال‌ها صورت گرفته و سپس سربرداری از ارتفاع یك متری انجام می‌شود. اگر نهال شاخه‌های جانبی مناسبی داشت سربرداری لازم نیست. در سال اول رشد نهال، بایستی با استفاده از تكه‌ای چوب، فاصله‌ شاخه‌های جانبی را از تنه تنظیم كرد به طوری كه شاخه‌های عمودی (Upright) را به حالت افقی نزدیك كرد و زاویه آنها را با تنه افزایش داد. در سال‌های بعد نیز هرس تنها به حذف شاخه‌های فرعی اضافی و شاخه‌های پایین تنه محدود می‌شود.

شكل شلجمی (Modified leader) (پیشاهنگ متغیر) :

اگر هدف محدود كردن ارتفاع و پهن كردن تاج درخت باشد از این سیستم در میوه‌كاری استفاده می‌شود مانند تربیت درختان سیب، گلابی، زردآلو، گردو، پسته و بادام. پس از كاشت نهال و سربرداری در ارتفاع حدود 120 سانتی‌متری، در سال بعد شاخه‌های فرعی تولید می‌شوند كه 4-3 شاخه مناسب‌تر را حفظ كرده و بقیه را حذف كامل می‌كنند. فاصله شاخه‌‌های فرعی بر روی تنه به علت سربرداری از ارتفاع بالاتر كمی بیشتر از روش جامی و حدود 20 سانتی‌متر است. در این حالت شاخه‌های فرعی انتخابی را در هر سال 30 سانتی‌متر اجازه رشد داده و اضافی آنها سرزنی می‌شوند. در شكل شلجمی هر شاخه پر رشد و غالب را سرزنی كرده تا بدین طریق اجازه رشد به هیچ یك از شاخه‌های درخت به شكل تنه اصلی و پیشاهنگ داده نشود. لذا درخت در تمام جهات شاخه‌های قوی ایجاد كرده و محصول مناسبی نیز تولید می‌كند.
http://www.iran-eng.com/showthread.php?t=133907


استفاده‌ از کرمهای‌ خاکی‌ جهت‌ حاصلخیزی‌ خاکهای‌ زراعی‌ در کشاورزی‌ پایدار
کوکوپیت ، بهترین بستر رویش بذر
نیاز غذایی یک درخت چیست؟
شرایط لازم برای کاشت نهال درختان
پیوند درختان از نظر فیزیولوژیکی و بیولوژی
پایه های آلو( بذری و رویشی ) برای ارقام مختلف زردآلو
كاهش ضایعات محصولات باغی در دوره پس از برداشت
گلها و گیاهان زینتی
تقویم زمانی هرس درختان و درختچه های فضای سبز
پایه های سیب مالینگ
تغذیه گیاهی
تاثیر آبیاری بر رشد گیاهان گلخانه ای
هورمون کاربرد هورمون در باغبانی
هورمونهای گیاهی
تنك كردن شیمیایی سیب
یاس خوشه‌ای
محصولات - سم
محصولات - بذر
محصولات كود شركت CIFO
محصولات كود شركت MEMON
محصولات كود شركت MASSO
کود مایع
نحوه عملکرد ضد یخ گیاهی Cropaid
روش های صحیح سمپاشی درختان و مزارع
گردو
تغذیه با دی اکسید کربن
روش های صحیح سمپاشی درختان و مزارع
سوپرجاذب -superjazeb-قیمت مواد سوپر جاذب
فرمولهای محلول غذایی: هیدروپونیک
احتیاجات غذایی گیاه و انواع محلول های غذایی
هایدروپونیك (آبكشت)
آلار در باغبانی
سایتو کنین
نقش اکسین در گیاه
هورمون های گیاهی و کاربرد آن در گیاه و باغبانی
نقش جیبرلین در گیاه
آب سخت و معایب آن
آآشنائی با سیستمهای آبیاری تحت فشار
گُلخانه
پرورش نهال
سوپرجاذب کشاورزی-
سوپرجاذب کشاورزی-
سوپر جاذب چیست
سوپرجاذب -superjazeb-قیمت مواد سوپر جاذب
آرشیو مطالب
تبریک سال نو شمی
بیماری پیچیدگی برگ هلو
تیره زنبق Iridaceae
تیره آلاله


منبع:
http://nahalestanzardadi.mihanblog.com

تاریخ : شنبه 20 آذر 1389 | 08:58 ق.ظ | نویسنده : مدیر سایت | نظرات
فرمولاسیون علفکشها

واژه فرمولاسیون در ارتباط با کنترل شیمیایی علف های هرز, دو مفهوم مرتبط با هم دارد:

یک فرمولاسیون ,ساختار یک علفکش است که به وسیله سازنده برای استفاده علمی تهیه می شود.فرمولاسیون نشان دهنده  تمامی اجزای ترکیبی محتوی ظرف است:ماده فعال (مسموم کننده واقعی)به اضافه مواد خنثی(هر چیز دیگر)همچون مواد حل شدنی,مواد رقیق کننده مواد افزوده شده دیگر.

فرمولاسیون,همچنین شامل مراحلی است که به وسیله سازنده در جهت تهیه علفکش برای استفاده عملی انجام می شود. در طی این مراحل ,سازنده برای استفاده کننده علفکشی تهیه می کند که به راحتی قابل حمل باشد و اگر به طرز صحیحی استفاده شود,بتواند به صورت یکنواخت و دقیقی بدون هیچگونه ضرری برای استفاده کننده مصرف شود.اکثر علفکشها طوری فرموله شدهاند که بتوان آنها را با یک حمل کننده مناسب وراحت بکر برد.علفکشهای رایج که با قابلیت اسپری تهیه شده اند به فرموله شده اند که میتوان آنها را با آب باکود های مایع ویا با روغن هایی با غلظت گازوییل بکار برد.بعضی علفکشها به نحوی فرموله شدهاند که سموم به صورت گرانوله ها ی خشک یا ذرات پوشش دار از مخازن خارج می شوند. علفکشها را معمولا به صورت گرد استفاده نمی کنند زیرا علاوه بر مشکل حمل و نقل احتمال فرار آنها به طرف گیاهان حساس غیر هدف نیز وجود دارد.

 

فرمولاسیون های قابل اسپری

 

فرمولاسیون های قابل اسپری شامل مایعات محلول در آب ,پودر های محلول در آب مواد امولسیونه در آب,پودر های وتابل,مایعات قابل پخش در آب و گرانوله های قابل پخش در آب می باشند.

 

خصوصیات آنها به شرح زیر است:

مایعات محلول در آب

مایعات محلول در آب( sیا sl)کاملا با حداقل بهم زنی در آب مخلوط میشوند و زمانی که حل شدند,نیازی به همزدن بیشتر ندارند.این فرمولاسیونها,محلولهای اسپری برای جذب در گیاهان نیاز به نوعی مویان دارند.بعضی از این سموم خود دارای مویان هستند,ولی ذر برخی بایستی مویان را به مخزن شمپاش اضافه نمود.اکثر این فرمولاسیونها در هر 8/3 لیتر (یک گالن) خود دارای حدود 9/0 تا 8/1 کیلو گرم ماده فعال هستند.

پودر های محلول در آب

پودر های محلول در آب (sp) بصورت خشک بوده و ذرات جامد ریزی هستند که کاملا در آب حل میشوند. اینها اکثرا نمکهای قابل حل ترکیبات مختلف هستند. برای حل کردن این علفکشها در آب بایستی به میزان زیادی آنها را بهم زد  ,اما پس از حل شدن تا ابد به همین صورت باقی می مانند. این سموم در مخزن شمپاش به صورت زلال و صاف هستند و برای جذب بهتر نیاز به مویان دارند. معمولا فرمولاسیون آنها حاوی 40تا90 درصد ماده فعال است.

مواد امولسیونه در آب

این مواد ( EیاEC ) مایعاتی غیر قطبی (روغنی) هستند که قابلیت امولسیونه دارند.  این مایعات در آب پخش شده و به صورت امولسون در می آیند (قطرات روغن که به وسیله آب محاصره میشوند), این سموم در مخزن شیری رنگ بوده و بهم زدن برای جلوگیری از جدا شدن اجزاء آنها اهمیت خاصی دارد. جریان یافتن آب در لوله خروجی سمپاش برای جلوگیری از این امر کافی است. این فرمولاسیون ها بندرت به مویانها برای استفاده بر روی شاخ و برگ نیاز دارند. اکثر فرمولاسیون های EC در هر 8/3 لیتر خود داری 900تا270 و بعضی 310تا360 گرم ماده فعال دارند.این نوع فرمولاسیون ها در روغن محلول هستند.

پودرهای وتابل

 پودرهای وتابل(W یا WP) ذرات جامد ریزی هستند که حاوی نوعی حمل کننده خشک , علفکش و عوامل متفرق کننده هستند. اکثر این مواد میتوانند درآب پخش شوند, اما نوصیه معمول این است که قبل از ریختن به داخل مخزن با کمی آب مخلوط کرده و سپس آنرا به مخزن سمپاش بریزند. در مخزن سمپاش انها را بایستی به میزان زیاد و بطور مداوم بهم زد; به محض اینکه عمل همزدن متوقف شود, لایه ای جامد در ته مخزن تشکیل میشود که برای جلوگیری از آن علاوه بر خط برگشت , احتیاج به یک بهم زن مکانیکی یا هیدرولیکی نیز میباشد.مخلوط سم معمولا به رنگ شیری کدر است. این فرمولاسیون ها دارای 50 تا80 درصد ماده موثره هستند. بیشتر پودر های وتابل در خاک مورد استفاده قرار می گیرند; با این وجود, آنها را گاهی بر روی شاخ و برگ نیز می پاشند.هنگامی که آنها را به شاخ و برگ میزنند, اضفه کردن مویان به سم ضروری است.

مایعات با قابلیت پخش در آب

ر

فرمولاسیون علفکشها

واژه فرمولاسیون در ارتباط با کنترل شیمیایی علف های هرز, دو مفهوم مرتبط با هم دارد:

یک فرمولاسیون ,ساختار یک علفکش است که به وسیله سازنده برای استفاده علمی تهیه می شود.فرمولاسیون نشان دهنده  تمامی اجزای ترکیبی محتوی ظرف است:ماده فعال (مسموم کننده واقعی)به اضافه مواد خنثی(هر چیز دیگر)همچون مواد حل شدنی,مواد رقیق کننده مواد افزوده شده دیگر.

فرمولاسیون,همچنین شامل مراحلی است که به وسیله سازنده در جهت تهیه علفکش برای استفاده عملی انجام می شود. در طی این مراحل ,سازنده برای استفاده کننده علفکشی تهیه می کند که به راحتی قابل حمل باشد و اگر به طرز صحیحی استفاده شود,بتواند به صورت یکنواخت و دقیقی بدون هیچگونه ضرری برای استفاده کننده مصرف شود.اکثر علفکشها طوری فرموله شدهاند که بتوان آنها را با یک حمل کننده مناسب وراحت بکر برد.علفکشهای رایج که با قابلیت اسپری تهیه شده اند به فرموله شده اند که میتوان آنها را با آب باکود های مایع ویا با روغن هایی با غلظت گازوییل بکار برد.بعضی علفکشها به نحوی فرموله شدهاند که سموم به صورت گرانوله ها ی خشک یا ذرات پوشش دار از مخازن خارج می شوند. علفکشها را معمولا به صورت گرد استفاده نمی کنند زیرا علاوه بر مشکل حمل و نقل احتمال فرار آنها به طرف گیاهان حساس غیر هدف نیز وجود دارد.

 

فرمولاسیون های قابل اسپری

 

فرمولاسیون های قابل اسپری شامل مایعات محلول در آب ,پودر های محلول در آب مواد امولسیونه در آب,پودر های وتابل,مایعات قابل پخش در آب و گرانوله های قابل پخش در آب می باشند.

 

خصوصیات آنها به شرح زیر است:

مایعات محلول در آب

مایعات محلول در آب( sیا sl)کاملا با حداقل بهم زنی در آب مخلوط میشوند و زمانی که حل شدند,نیازی به همزدن بیشتر ندارند.این فرمولاسیونها,محلولهای اسپری برای جذب در گیاهان نیاز به نوعی مویان دارند.بعضی از این سموم خود دارای مویان هستند,ولی ذر برخی بایستی مویان را به مخزن شمپاش اضافه نمود.اکثر این فرمولاسیونها در هر 8/3 لیتر (یک گالن) خود دارای حدود 9/0 تا 8/1 کیلو گرم ماده فعال هستند.

پودر های محلول در آب

پودر های محلول در آب (sp) بصورت خشک بوده و ذرات جامد ریزی هستند که کاملا در آب حل میشوند. اینها اکثرا نمکهای قابل حل ترکیبات مختلف هستند. برای حل کردن این علفکشها در آب بایستی به میزان زیادی آنها را بهم زد  ,اما پس از حل شدن تا ابد به همین صورت باقی می مانند. این سموم در مخزن شمپاش به صورت زلال و صاف هستند و برای جذب بهتر نیاز به مویان دارند. معمولا فرمولاسیون آنها حاوی 40تا90 درصد ماده فعال است.

مواد امولسیونه در آب

این مواد ( EیاEC ) مایعاتی غیر قطبی (روغنی) هستند که قابلیت امولسیونه دارند.  این مایعات در آب پخش شده و به صورت امولسون در می آیند (قطرات روغن که به وسیله آب محاصره میشوند), این سموم در مخزن شیری رنگ بوده و بهم زدن برای جلوگیری از جدا شدن اجزاء آنها اهمیت خاصی دارد. جریان یافتن آب در لوله خروجی سمپاش برای جلوگیری از این امر کافی است. این فرمولاسیون ها بندرت به مویانها برای استفاده بر روی شاخ و برگ نیاز دارند. اکثر فرمولاسیون های EC در هر 8/3 لیتر خود داری 900تا270 و بعضی 310تا360 گرم ماده فعال دارند.این نوع فرمولاسیون ها در روغن محلول هستند.

پودرهای وتابل

 پودرهای وتابل(W یا WP) ذرات جامد ریزی هستند که حاوی نوعی حمل کننده خشک , علفکش و عوامل متفرق کننده هستند. اکثر این مواد میتوانند درآب پخش شوند, اما نوصیه معمول این است که قبل از ریختن به داخل مخزن با کمی آب مخلوط کرده و سپس آنرا به مخزن سمپاش بریزند. در مخزن سمپاش انها را بایستی به میزان زیاد و بطور مداوم بهم زد; به محض اینکه عمل همزدن متوقف شود, لایه ای جامد در ته مخزن تشکیل میشود که برای جلوگیری از آن علاوه بر خط برگشت , احتیاج به یک بهم زن مکانیکی یا هیدرولیکی نیز میباشد.مخلوط سم معمولا به رنگ شیری کدر است. این فرمولاسیون ها دارای 50 تا80 درصد ماده موثره هستند. بیشتر پودر های وتابل در خاک مورد استفاده قرار می گیرند; با این وجود, آنها را گاهی بر روی شاخ و برگ نیز می پاشند.هنگامی که آنها را به شاخ و برگ میزنند, اضفه کردن مویان به سم ضروری است.

مایعات با قابلیت پخش در آب

ر

این مواد که به مایع یا مواد قابل جاری شدن (F یا L و W DL)نیز معروف می باشند, ذرات جامد کوچکی هستند که در یک سیستم مایع سوسپا نسیونه شده اند. این ذرات از ذرات پودر های وتابل ریزتر هستند چون این مواد قبلا سوسپا نسیونه شده اند احتیاجی به حل کردن آنها با آب قبل از ریختن در مخزن نیست زییرا به راحتی در آب پخش و سوسپان سیونه می شوند.از آنجایی کهاین مواد از ذرات پودر های وتابل ریزهستند, میزان لازم بهم زدن آنها حدواسطی است از مقذار لازم برای پودر های وتابل و مواد امولسیون شونده.در صورتیکه مخلوط سم بدون بهم زدن برای استفاده در زمان های بعد  نگه داشته شود , هم بصورت خمیری در مخزن  ته نشین میشود. این فرمولاسیون ها  نیز در مخزن سم به رنگ شیری کدر ظاهر میشود. هر 8/3 لیتر این نوع سموم حاوی 1800 گرم ماده موثره است.

گرانوله های قابل پخش در آب

   گرانوله های قابل پخش در آب, مواد خشک روانپذیر یا گرانوله های محلول در آب (DF  WDG,) نیز نامیده می شوند. آنها فرمولاسیونهای خشک گرانوله میباشند. گرانوله ها ذرات بسیار ریز جامدی هستند که با عوامل سوسپانسیون کننده و پخش کننده مخلوط شده اند. این مواد را می توان بدون حل کردن قبلی در آب در مخزن سمپاش اضافه نمود. بر خلاف مایعات با قابلیت پخش در آب, گرانوله ها به سهولت و سرعت در آب پخش می شوند و به راحتی از قوطی خارج می شوند. لذا کار کردن با آنها راحت تر از پودر های وتابل و مایعات با قابلیت پخش میباشد.خصوصیات دیگر آنها شبیه مایعات با قابلیت پخش در آب است.

فرمولاسیو نهای خشک برای استفاده مستقیم

برای استفاده مستقیم سموم به صورت خشک,فرمولاسیون آنها به صورت گرانوله و گاهی به صورت حبه هستند. از آنجا که این فرمولاسیونها را میتوان بدون رقیق کردن درآب مستقیما از بسته حاوی سم در مزرعه پاشید,معمولا درصد ماده موثر انها پایین است.

گرانوله ها

گرانوله ها(G) فرمولاسیون خشک علفکشها هستند که دارای ذراتی مجزا به اندازه 10میلیمتر مکعب میباشند.مواد متفاوتی همچون مینرال های رس, پلیمر های نشاسته ,کود های شیمیایی و بقایای گیاهی به عنوان ترکیبات گرانول استفاده میشوند. اساسا غلظت این گونه علفکش ها 2 تا 20 درصد است.

بطور کلی علفکشهای گرانوله در مقایسه با فرمولاسیونهای قابل اسپری, احتیاج بیشتری به باران برای نفوذ در خاک دارند. از طرف دیگر, علفکشهای گرانوله زیان فراریت علفکشهای دیگر را ندارند. اخیرا تلاشهایی به منظور کند کردن سرعت آزاد شدن علفکشها در خاک با استفاده از ترکیبات گرانوله بعنوان حمل کننده انجام شده است, البته تولید کنندگان  علفکش هنوز به این تکنولو÷ی علفکشها تمایل چندانی نشان نمیدهند.

حبه ها

این حبه ها (P)فرمولاسیونهای خشک علفکشها با ذرات مجزا در مخلوط هستند که معمولا اندازه آنها بزرگتر از 10میلیمتر مکعب است. از حبه ها اغلب برای کنترل موضعی علف های هرز در مزرعه استفاده می شود.غلظت این علفکشها بین 5 تا 20 درصد است.

حمل کننده های علفکش

حمل کننده ممکن است نوعی گاز, مایع یا جامد باشد که برای رقیق کردن یا سوسپا نسیونه کردن علفکش به هنگام استفاده به کار می رود.

حمل کننده های مایع

حمل کننده های مایع برای سمپاشی شامل, آب (که بیشترین استفاده را دارد), کودهای گازوییل یا روغن های با غلظت مشابه می باشند.آب فراوان و در دسترس است.نسبتا ارزان می باشد, و یک حمل کننده خوب بشمار می رود. آب سخت و آب کثیف تولید مشکل می کنند. آب سخت (آبی که دارای مقدار زیادی املاح منیزیوموکلسیم محلول است) قادر است با بارهای منفی علفکشها, تولید رسوب کند (برای مثال 2,4-D وقتی به صورت یک نمک یا اسید فرموله شود ), آب دارای شن, سیلت یا دیگر سنگ ریزه ها باعث ساییدن و از بین رفتن قسمتهای مختلف سمپاش و مسدود کردن صافی و نازل ها می شود.جلبکها و سایر رستنیهای گیاهی ویا بقایای آنها می توانند سیستم سمپاش را مسدود کنند.

از روغن ها برای اهدافی مخصوص بعنوان حمل کننده استفاده می شود. برای کنترل گونه های چوبی معمولا از روغن دیزل و دیگر روغن های معدنی در زمان خواب استفاده می شود. همچنین از روغن برای افزایش اثر علفکش بعضی علفکشها مانند داینوز برای کنترل عمومی گیاهان در فصل رویش استفاده می شود. اخیرا تحقیقاتی برای استفاده از روغن به عنوان حمل کننده علفکشهای پس از سبز شدن نیز انجام شده است.در یک چنین استفاده ای, روغن ها نبایستی اثر سمی بر روی گیاهان داشته باشند روغن های معدنی و گیاهی برای این امر مورد بررسی قرار گرفتند زیرا این روغن ها پتانسیل استفاده به صورت قطره ای را دارند (CDAS). در مقایسه با حمل کننده های آبی حمل کننده های روغنی به علت نفوذ و خیس کنندگی بیشتر کوتیکول, مزیت بیشتری دارند.

حمل کننده های خشک

    علفکش های با حمل کنندههای خشک نیاز به رقیق شدن بعدی ندارند و اجزای اصلی گرانوله ها و دانه های      پوشش دار هستند . این حمل کننده ها شامل آتاپولجیت , کائولینت و ورمیکولیت . کودهای خشک , پلیمرهای نشاسته و بسیاری ترکیبات دیگر هستند . کودهای خشک حمل کننده های خوبی برای علفکش ها هستند . برای گیاهان چمنی,   سالها است که به اینطریق از علفکشها استفاده میشود. اخیرا کود های گرانوله را با علفکشهای مورد استفاده در خاک همچون EPTC و تریفلورالین  مخلوط کرده اند و به طور موفقیت آمیزی در سطوح وسیع مورد استفاده قرار داده اند. مخلوط کردن علفکشها با کود های خشک به وسیله مخلوط کن های استوانه ای دوار که در داخلشان نازل های شمپاش قرار دارند ,انجام می شود تا بطور یکنواخت سم روی کودها پاشیده شود. اطلاعات لازم و محدودیت هایی که بایستی برای مخلوط کردن مورد توجه قرار گیرد, بر روی برچسب علفکش نوشته شده است . مثلا تریفلورالین را با اکثر کودهای خشک میتوان مخلوط کرد. نیترات پوشش دار و اوره را چون جذب ترکیب نمی شوند, نمی توان استفاده کرد. در اغلب برچسب ها توسیه شده است که یک پودر جذب کننده به مخلوط علفکش و کود خشک اضافه شود تا ضمن محکم چسباندن آنها به یکدیگر یک مخلوط خشک ولی با ذرات  جدا از هم  تولید کند.

کاربرد مخلوط  علفکش-کود در صورتیکه بطور یکنواخت در مزرعه پخش شوند از نظر کنترل علفهای هرز با استفاده از همین علفکشها هنگامی که با یک حمل کننده در ترکیب هستند , قابل مقایسه می باشند.

حمل کننده های گازی

حمل کننده های گازی بر خلاف انواع خشک و مایع برای سوسپانسیونه کردن استفاده نمی شوند  بلکه بعنوان سرعت دهنده های خروج سم بکار می روند  . نیتروژن   , دی اکسید کربن  و هوای فشرده در سمپاش های دستی و پشتی بوجود آورنده فشار برای خروج سم هستند (به بخش سمپاش های با گاز متراکم مراجعه کنید ). برای استفاده وسیع در مزارع بزرگ , هوا همواره با حمل کننده مایع یا خشک  برای انتقال آفت کش بر روی هدف ,بکار برده می شود . امروزه از اینطریق برای قارچ کش ها  و حشره کش ها استفاده می شود (سمپاش های باغی ,گرد پاش های موتوری و سمپاش های زمینی پروانه دار ).این روش را در مورد علفکش ها نیز میتوان بکار برد . استفاده از لوازمی که دارای سیستم خروج هوا هستند برای بکارگیریدر علفکش ها بطور مرتب در حال آزمایش است. بکارگیری  هوا در ابزاری که علفکشها را به صورت گرانوله پخش می کنند از نظر تجاری و علمی پیشرفت چشمگیری داشته و اخیرا به بازار نیز عرضه شده است و به نظر می رسد توسعه ای در تکنولوژی کاربرد گرانوله ای علفکشها باشد.

انتخاب یک حمل کننده مایع خاص, میتواند در تاثیر پذیری علفکشهای شاخ و برگ موثر باشد, برای مثال زمانیکه از حمل کننده های روغنی بجای حمل کننده های آبی استفاده میشود, علفکشها بهتر بر روی شاخ و برگ باقی میمانند. در مورد علفکشهای مورد استفاده در خاک, نوع حمل کننده به میزان کم یا فاقد اثر است(با این فرض که حمل کننده و علفکش بطور یکنواخت و دقیق در مقدار صحیح استفاده شود.

مواد افزایشی

هر ماده ای که به همراه علفکش برای افزایش تاثیر آن و یا استفاده از آن بکار رود, یک ماده افزایشی بشمار می رود.

مواد افزایشی بر اساس فرمول شیمیایی آنها تقسیم بندی نمی شوند بلکه آنها را بر اساس کاربردشان طبقه بندی می کنند.اگر چه خصوصیات شیمیایی آنها , تعیین کننده مناسبت استفاده آنها می باشد.مویان ها , معرفهای ضد کف , معرفهای متعدل کننده , روغن های گیاهی , غلیظ کننده های روغن های گیاهی و عوامل جلوگیری کننده از فرار از جمله این مواد هستند.

مویان ها

مویان ها موادی هستند که باعث افزایش امولسیون کنندگی, مرطوب کنندگی,  پخش شدن یا دیگر خصوصیات مایعات بر روی سطح میشوند.سه نوع عمده این مواد, امولسیون کننده ها , عوامل مرطوب کننده و چسبنده ها میباشند.

امولسیون کننده ها

  امولسیون کننده ها موادی هستند که باعث افزایش سوسپانسیون شدن یک مایع در مایعی دیگر می شود.اکثرا از آنها برای پخش روغن در آب استفاده می شود.امولسیون کننده ها مواد فعال سطحی هستند که با قرار گرفتن بین سطوح روغن و آب ,آنها را به هم می چسبانند.در نتیجه این عمل ,از پیوند قطرات ریز روغن به هم که تولید قطرات درشت می شود جلوگیری به عمل می آورند و مانع از جدا شدن سریع روغن از حمل کنندهآب می شوند.امولسیون کننده ها, بخشی از فرمولاسیون ترکیبات قابل امولسیون هستند.

خیس کننده ها

خیس کننده ها کشش داخلی بین سطوحی که یکدیگر را دفع می کنند , کاهش می دهند .مثلا  افزایش یک خیس کننده به یک محلول سم آبدار یا سوسپانسیونه آن را قادر خواهد ساخت تا بتواند ضمن پخش شدن تماس بهتری با سطوح جامد , همچون کوتیکول مومی گیاهان داشته باشد.خیس کننده ها را اغلب به میزان 5/0 تا 25/0 درصد کل سمپاشی به مخزن سمپاش اضافه می کنند.

مویان ها به چهار گروه تقسیم می شوند: آنیونیک, کاتیونیک, غیرآنیونیک  و آمفوتیک . انواع انیونیک و کاتیونیک در آب دارای بار الکتریکی  هستند (به ترتیب منفی و مثبت) مویان های غیر آنیونیک فاقد بار الکتریکی هستند.مواد پوشاننده آمفوتریک بر اساس محلول , بارهای متفاوتی دارند.

مویان های غیر آنیونیک معمولا همراه با سم به مخزن سمپاش اضافه می شوند. آنها عوامل پخش کننده خوبی هستند, در آب سرد پایدار بوده و سمیت کمی برای گیاهان و جانوران دارد . اغلب مویان های آنیونیک را با غیر آنیونیک ها مخلوط میکنند تا خصوصیات امولسیون و خیس کنندگی فرمولاسیون علفکش را افزایش دهد.

صرف کاهش, کشش سطحی آب یا افزایش قابلیت خیس کنندگی یک محلول توسط یک فراورده خصوصیات قابل استفاده بودن ماده به عنوان مویان فراهم نمی شود.در بعضی مواقع از صابون یا مواد پاک کننده خانگی نیز استفاده شده است اما نتیجه رضایتبخش نبوده است.صابون ها با آب سخت ترکیب شده و در مخزن سمپاش رسوب می کنند. مویان های مورد استفاده در کشاورزی در هیچ نوع آبی تشکیل رسوب نمی دهند. علاوه بر این بسیاری از صابون ها و مواد پاک کننده کف زیادی در مخزن سمپاش تولید می کنند. مواد پاک کننده خانگی نسبتا درصد کمی خصوصیات مویانی دارند(10تا20 درصد) , حال آنکه مویان های کشاورزی 50تا90 درصد ماده ی موثر دارند.همچنین ممکن است محتویات مواد پاک کننده برای سمپاشی در کشاورزی مورد تصویب آژانس حفظ محیط زیست (EPA) قرار نگیرد.

چسبنده ها

چسبنده ها, مواد افزایشی هستند که باعث چسبیدن علفکش به شاخ و برگ گیاهان می شود. آنها , روان شدن سم را در مدت استفاده و آبشویی سم بوسیله باران را کاهش می دهند. بسیاری از چسبنده ها را با مویان ها  مخلوط می کنند تا ضمن افزایش سطح پوشش سم, چسبندگی بهتری برای آن نیز فراهم شود.این ترکیبات را اغلب چسبنده های پخش کننده می نامند.  

 

 تهیه کننده:احسان آور

 

منبع:علف های هرز و کنترل آن ها

تالیف:مریل ا.راس-کارول ا.لیمبی

ترجمه:دکتر محمد حسن راشد محصل-دکتر حمید رحیمیان-مهندس محمد بنایان



منبع:
http://nahalestanzardadi.mihanblog.com

تاریخ : شنبه 20 آذر 1389 | 08:56 ق.ظ | نویسنده : مدیر سایت | نظرات
استفاده‌ از کرمهای‌ خاکی‌ جهت‌ حاصلخیزی‌ خاکهای‌ زراعی‌ در کشاورزی‌ پایدار

اصلاح‌ خاکهای‌ کشاورزی‌ توسط کرمهای‌ خاکی‌ به‌ دو صورت‌ انجام‌ می‌گیرد: یا از طریق‌ افزودن ‌کرم‌ بطور مستقیم‌ به‌ خاک‌ و یا با افزودن‌ مدفوعات‌ آنها که‌ همان‌ بیوهوموس‌ است‌. هوموس‌ کرمهای ‌خاکی‌ را کرمی‌‌کمپوست می‌نامند .
استفاده‌ از سموم‌ و کودهای‌ شیمیایی‌ در مزارع‌ علیرغم‌ بازدهی‌ اولیه‌ خوبی‌ که‌ از خود نشان ‌می‌دهد اما عملاً در درازمدت‌ اثرات‌ سویی‌ برجا می‌گذارد. همچنین‌ به‌دلیل‌ علاقه‌ زارعین‌ به‌ مصرف‌ کودهای‌ شیمیایی‌ استعمال‌ کودهای‌ آلی‌ که‌ جهت‌ بهبود خصوصیات‌ فیزیکی‌، شیمیایی‌ و بیولوژیکی‌ خاک الزامی‌ می‌باشد، در اکثر موارد به‌ بوته‌ فراموشی‌ سپرده‌ شده‌است‌ که‌ این‌ امر سبب ‌تراکم‌ و فشردگی‌ خاکهای‌ زراعی‌ گشته‌ و نفوذپذیری‌ آنها را کاهش‌ می‌دهد. تداوم‌ این‌ روند و افزایش‌ مصرف‌ بی‌رویه‌ کودهای‌ شیمیایی‌ تخریب‌ هرچه‌ بیشتر ساختمان‌ خاک‌، کاهش‌ شدید در مقدار مواد آلی‌ ـ به‌دلیل‌ نسبت‌ C/N پایین‌ ـ و نهایتا افزایش‌ وزن‌ مخصوص‌ خاکهای‌ زراعی‌ را سبب‌ شده‌است‌. همزمان‌ با تداوم‌ این‌ روند غلط، یعنی‌ کاهش‌ مصرف‌ کودهای‌ آلی‌ و افزایش‌ مقدار کودهای‌ شیمیایی‌ در واحد سطح‌، مشکل‌ بعدی‌ که‌ خواه‌ناخواه‌ مطرح‌ می‌گردد عدم‌ رعایت‌ تناسب ‌عناصر غذایی‌ در خاک‌ و در نتیجه‌ اثرات‌ سوء آن‌ در گیاهان‌ زراعی‌ است‌ (ملکوتی‌ 1374).
با پیشرفت‌ فنّاوری‌ کشاورزی‌، کشورهای‌ پیشرفته‌ توانسته‌اند با بکارگیری‌ روشهای‌ طبیعی‌ ضمن‌ جلوگیری‌ از تخریب‌ زمینهای‌ کشاورزی‌ با اصلاح‌ و تقویت‌ آنها، بازدهی‌ و سودآوری‌ زمینها را نیز افزایش‌ دهند. یکی‌ از روشهای‌ معمول‌ که‌ چند دهه‌ است‌ در دنیا متداول‌ گردیده‌ و سالیان‌ قبل‌کارهای‌ اساسی‌ و پایه‌ای‌ آن‌ در سایر کشورهای‌ جهان‌ بنیان‌ گذاشته‌ شده‌است‌، استفاده‌ از کرمهای‌خاکی‌ به‌صورت‌ مستقیم‌ و غیرمستقیم‌ می‌باشد. این‌ جانوران‌ با انجام‌ تغییر و تبدیلات‌ فیزیکی‌ و مکانیکی‌ مفید بر روی‌ خاک‌ (مستقیم‌) و همچنین‌ با افزودن‌ بیوهوموس‌ حاصل‌ از فعالیت‌های‌ حیاتی ‌کرم‌های‌ خاکی‌ به‌ زمین‌های‌ زراعی‌ (غیرمستقیم‌) حاصلخیزی‌ خاکها را چندین‌ برابر نموده‌ و اصلاح‌ آن ‌را در کوتاهترین‌ زمان‌ ممکن‌ میسر می‌سازند (Zicsi 1975).
خلاصه‌ حاضر نتیجه‌ مطالعات‌ و بررسیهای‌ به‌عمل‌ آمده‌ توسط جمعی‌ از محققان‌ زیست‌شناسی‌ و کشاورزی‌ کشور بوده‌ و سعی‌ براین‌ است‌ که‌ فواید استفاده‌ از کرمهای‌ خاکی‌ در رسیدن‌ به‌ یک‌کشاورزی‌ پایدار بیان‌ گردد.
 اثرات‌ کرمهای‌ خاکی‌ بر روی‌ خاکهای‌ کشاورزی‌
1ـ اثرات‌ بیولوژیک‌:
اصلاح‌ خاکهای‌ کشاورزی‌ توسط کرمهای‌ خاکی‌ به‌ دو صورت‌ انجام‌ می‌گیرد: یا از طریق‌ افزودن ‌کرم‌ بطور مستقیم‌ به‌ خاک‌ و یا با افزودن‌ مدفوعات‌ آنها که‌ همان‌ بیوهوموس‌ است‌. هوموس‌ کرمهای ‌خاکی‌ را کرمی‌‌کمپوست ‌(1) می‌نامند و آن‌ عبارت ‌است‌ از فضولات‌ کرمهایی‌ که‌ از زباله‌ شهری‌، کودگاوی‌، لجن‌ فاضلاب‌ خانگی‌ و یا هر ماده ‌آلی‌ دیگر تغذیه‌ کرده‌باشند.
یکی ‌از اعمال‌ مهم‌ کرمهای‌ خاکی در این‌ است‌ که‌ بطور غریزی‌ باکتریهای‌ غیرهوازی‌ و قارچها را که‌ حضور آنها نامطلوب‌ می‌‌باشند، می‌‌خورند و مانع‌ از تکثیر آنها در محیط می‌‌گردند همچنین‌ از بذر علفهای‌ هرز نیز تغذیه‌ می‌‌نمایند. آنها مواد آلی‌ را به‌ ذرات‌ خیلی‌ ریز خرد کرده‌ و فعالیتهای‌ میکروبهای‌ مفید را به ‌سبب‌ افزایش‌ سطح‌ کود، بالا می‌برند. اطراف‌ این‌ مواد به‌هنگام‌ دفع‌ از بدن‌ کرم‌، غشایی‌ پوشیده ‌می‌شود که‌ به‌ معدنی‌ شدن‌ و آزادسازی‌ تدریجی‌ موادغذایی‌ کرمی‌‌کمپوست‌ حاصل‌ کمک‌ می‌کند(فرمحمدی‌ 1374).
دانشمندان‌ کشف‌ کرده‌اندکه‌ باکتریهایی‌ که‌ توسط کرمهای‌ خاکی‌ پرورش‌ می‌یابند از دسته ‌ازتوباکترها بوده‌ و قادرند ازت‌ را تثبیت‌ و فسفر را قابل‌دسترس‌ سازند. همچنین‌ قادرند انواع ‌ویتامینها و هورمونهای‌ گیاهی‌ را تولید نمایند که‌ به‌همراه‌ فضولات‌ آنها دفع‌ می‌گردد. کرمی‌کمپوست‌ از نظر کیفیت‌ معادل‌ بهترین‌ هوموس‌ خاک‌ است‌ که‌ به‌وسیله‌ عوامل‌ طبیعی‌ تولید می‌شود. کیفیت‌ کرمی‌‌کمپوست‌ به‌ نوع‌ غذا یا زباله‌ای‌ که‌ کرمها تغذیه‌ کرده‌اند، بستگی ‌تام‌ دارد، کرمی‌کمپوستها گرچه‌ اندک‌ تفاوتی‌ جزئی‌ باهم‌ دارند اما در تجزیه‌ همگی‌ آنها مقادیر زیادی‌ کلسیم‌، پتاسیم‌، سدیم‌ و اسیدفسفریک‌ محلول‌ دیده‌ می‌شود. بیشتر ازت‌ موجود در کرمی‌‌کمپوست‌ به‌ شکل ‌آلی‌ مانند اوره‌، اسیداوریک‌ و اسیدهومیک‌ بوده‌ و باقیمانده‌ آن‌ به‌صورت‌ آمونیم‌ و نیترات‌ است‌. این‌کود حاوی‌ مقادیر زیادی‌ هورمونهای‌ گیاهی‌ می‌باشد. ورمی‌‌کمپوست‌ در خواص‌ فیزیکی‌، شیمیایی‌ و بیولوژیک‌ خاک‌ تأثیر به‌سزایی‌ دارد، زیرا دارای‌ عناصر غذایی‌ بسیارغنی‌ بوده‌ (مانند ازت‌) که‌ آنها را به‌تدریج‌ در اختیار گیاه‌ قرار می‌دهد این‌ نکته‌ از نظر حاصلخیزی‌ خاک‌ بسیار پراهمیت‌ است‌. همچنین‌ چندین‌ برابر وزن‌ خود، آب‌ در درون‌ ذراتش‌ ذخیره‌ کرده‌ و نهایتا دانه‌بندی‌ و قدرت‌ نگهداری ‌موادغذایی‌ موردنیاز گیاهان‌ را فراهم‌ می‌نماید(Edward 1983).
2ـ اثرات‌ مکانیکی‌ و فیزیکی:
این‌ اثرات‌ بسیار زیاد و مشهود می‌باشد که‌ در اینجا ما عمده‌ترین‌ آنها را به‌شرح‌ ذیل‌ بیان‌ می‌نمائیم‌:
2ـ1 ـ اختلاط ذرات‌ خاک:
گونه‌های‌ حفار کرم‌خاکی‌ در فرآیند اختلاط نقش‌ اصلی‌ را به‌عهده‌ دارند و این‌ کار را در دو مرحله‌ انجام‌ می‌دهند. در مرحله‌ اول‌ با بلع‌ مخلوطی‌ از ذرات‌ آلی‌ و معدنی‌ باعث‌ تشکیل‌ و ازدیادکمپلکسهای‌ آلی‌ ـ معدنی‌ خاک‌ می‌گردند. بدین‌ ترتیب‌ که‌ بخش‌ عمده ‌آن‌ از طریق‌ مواد سیمانی‌ آلی‌ و غیرآلی‌ ایجاد می‌شود و ممکن‌ است‌ از طریق‌ پلهای‌ الکترواستاتیک‌ بین‌ ذرات‌ با بارمنفی‌ و کاتیونهایی‌ نظیر کلسیم ‌نیز به‌وجود آید. بعلاوه‌ تشکیل‌ این‌ کمپلکسها میدانی‌ از یونهای‌ فلزی‌ را به‌وجود می‌آورد که‌ در خاک‌ نگهداری‌ شده‌ و درنتیجه‌ عوامل‌ طبیعی‌ و یا آبیاری‌ شسته‌ نمی‌شوند.
در مرحله‌ دوم‌، کرمهای‌ خاکی‌ حفار از یک‌طرف‌ ذرات‌ ریزآلی‌ ـ معدنی‌ را از بخشهای‌ عمیق‌تر پروفیل‌ خاک‌ به‌ سطح‌ آن‌ منتقل‌ نموده‌ و از طرف‌ دیگر قطعاتی‌ از مواد آلی‌ را از سطح‌ خاک‌ به‌ داخل‌حفرات‌ خود می‌کشند و بااین‌ عمل‌ دوجانبه‌ بر روی‌ مواد آلی‌ و معدنی‌ از تجمع‌ لایه‌ هوموس‌ مول‌تجزیه‌شده ‌در سطح‌ جلوگیری‌ کرده‌ و آن‌ را در قسمتهای‌ پایین‌ پروفیل‌ خاک‌ توسعه‌ می‌دهند (کریمی‌دردشتی‌ 1364).
کرمهای‌ خاکی‌ در حین‌ حمل‌ ذرات‌ و دانه‌های‌ خاک‌ از یک‌ بخش‌ پروفیل‌ به‌ بخش‌ دیگر آن‌ موادغذایی‌ کم‌ محلول‌ را نیز انتقال‌ داده‌ و پس ‌از تغییر شکل‌ به‌گونه‌ای‌ که‌ قابل‌ استفاده‌ گیاهان‌ باشد در اختیار آنها قرار می‌دهند.
2ـ 2 ـ تشکیل‌ خاک‌ دانه‌ و ازدیاد پایداری‌ خاک:
به‌ گفته ‌محققان‌ که‌ فضولات‌ کرمهای‌ خاکی‌ دارای‌ خاک‌ دانه‌هایی‌ مقاومتر از خاک‌ محیط آنها هستند. مقاومت‌ خاک‌دانه‌ها، بسته‌ به‌ گونه‌ و نوع‌ محیط‌زیست‌ و تغذیه‌ کرمهای‌ خاکی‌ متفاوت‌ است‌(گیلد 1955)(1). نظریه‌ ساخت‌ خاک‌دانه‌ها بدین‌ شرح‌ است‌ که‌ ذرات‌ معدنی‌ درحین‌ عبور از روده ‌کرم‌خاکی‌ توسط سیمانی‌ از ترشحات‌ مواد آلی‌ به‌ یکدیگر متصل‌ می‌گردند. (باختین‌ و پولسکی‌1950)(2)(3)
فرضیه‌ دیگر آن‌ است‌ که‌ تشکیل‌ خاک‌دانه‌ می‌تواند ناشی‌ از بوجود آمدن‌ هومات‌ کلسیم‌ باشدکه‌ در نتیجه‌ ترکیبات‌ ترشحی‌ غدد آهک‌ دوست‌ و مواد آلی‌ تجزیه‌شده‌ در روده‌ کرمهای‌ خاکی‌ بوجود می‌آید. سلولهای‌ اپیدرم‌ بدن‌ کرم‌ خاکی‌ در محل‌ تماس‌ بدن‌ با خاک‌ دالانهای‌ حفرشده ‌موکوپروتئینی‌ به‌شکل‌ غشایی‌ نازک‌ ترشح‌ می‌کنند که‌ موجب‌ پایداری‌ ذرات‌ خاک‌ می‌گردد.
2 ـ 3 ـ حفاری‌ و بالا آمدن‌ خاک‌ تحت‌الارض:
یکی‌ از اعمال‌ مهم‌ کرمهای‌ خاکی‌ در خاک حفر دالانها و کانالهای‌ افقی‌ و عمودی‌ است‌ که‌ نحوه‌پراکندگی‌ و عمق‌ آنها برحسب‌ گونه‌های‌ کرم‌خاکی‌ متفاوت‌ می‌باشد، شبکه‌ راههایی‌ که‌ به‌وسیله‌ این ‌موجودات‌ به‌وجود می‌آید از طرفی‌ شامل‌ دالانهایی ‌است‌ که‌ بلافاصله‌ زیرسطح‌ خاک‌ ایجاد شده‌ و به‌وسیله‌ راههای‌ خروجی‌ متعدد به‌ سطح‌ خاک‌ مربوط می‌شوند و از طرف‌ دیگر شامل‌ دالانهایی‌عمیق‌، ساده‌ و کم‌ و بیش‌ عمودی‌ می‌باشد. بعضی‌ از گونه‌های‌ کرم‌ خاکی‌ مانند آلوبوفوراکالیگنوزا (4) (مایلند که‌ در قسمت‌ سطحی‌ خاک‌ بوده‌ و تا حدود 33 سانتیمتری‌ پایین‌ رفته ‌در حالی‌که‌ گونه‌های‌ دیگری‌ از سرده‌های‌ نوکتورناوترستریس‌ (5) تا عمق‌ 1/5 ـ 2 متری‌ نیز می‌توانند در خاک‌ نفوذ کنند.
2ـ 4 ـ باروری‌ و حاصلخیزی‌ خاک:
کرمهای‌ خاکی‌ درنتیجه‌ فعالیت‌ خود باعث‌ تحرک‌ یونها در سطح‌ و عمق‌ پروفیل‌ خاک ‌می‌گردند و به‌عبارت‌ دیگر هدایت‌الکتریکی‌ خاک‌ را با این‌ عمل‌ افزایش‌ می‌دهند. در این‌ مرحله‌ آنها با ترشح‌ مواد شیمیایی‌ می‌توانند برخی‌ از عناصر غذایی‌ پایه‌ موجود در خاک‌ را از حالت‌ تثبیت‌ خارج‌نموده‌ و به‌ شکل‌ قابل ‌جذب‌ گیاه‌ تبدیل‌ نمایند. این‌ فرآیند توسط کرمهای‌ خاکی‌ به ‌دو صورت‌ مستقیم‌ و غیرمستقیم‌ انجام‌ می‌گیرد. مثال‌ تأثیر مستقیم‌ آنها، معدنی‌شدن‌ ازت‌ است‌ این‌ عنصر که‌ معمولا به ‌شکل‌ کمپلکسهای‌ آلی‌ غیرقابل‌ استفاده‌ برای‌ گیاه‌ وجود دارد، پس‌از عبور از لوله‌ گوارش‌ کرمهای‌خاکی‌ ابتداء به‌ آمونیاک‌ و سپس‌ به‌ نیتریت‌ و نیترات‌ تبدیل‌ می‌گردد. مثال‌ تأثیر غیرمستقیم‌ کرمهای‌خاکی‌ در ازدیاد حاصلخیزی‌ خاک‌، افزایش‌ فعالیت‌ میکروارگانیسمها و جانوران‌ خاکزی‌ و در نتیجه‌ تولید مواد محرک‌ رشد نظیر ویتامینها به‌ویژه‌ ویتامین‌ B12 است‌.
3ـ تأثیرات‌ شیمیایی‌ بر خاک:
3ـ 1 ـ تجزیه‌ بیولوژیک‌ و تهیه‌ عناصر لازم:
کرمهای‌ خاکی‌ تأثیرات‌ قابل‌توجهی‌ در تجزیه‌ مواد زائد و باقیمانده‌های‌ گیاهی‌ دارند.(Chulze 1986). نسبت‌ کربن‌ به‌ ازت‌ C/N در مواد حیاتی‌ که‌ به‌خاک‌ اضافه‌ می‌شوند خیلی‌ مهم‌ است‌ زیرا گیاهان‌ نمی‌توانند نیتروژن‌ معدنی‌ را جذب‌ کنند مگراینکه‌ این‌ نسبت‌ 1 به‌ 12 یا کمتر باشد.کرمهای‌خاکی‌ از مواد زائد و لاشبرگها به‌تدریج‌ استفاده‌ کرده‌ و نسبت‌ C/N مواد را طی‌ متابولیسم‌خود کاهش‌ می‌دهند که‌ این‌ امر اساسا به‌وسیله‌ سوختن‌ کربن‌ درطی‌ تنفس‌ بدست‌ می‌آید. از طرفی‌چون‌ فضولات‌ کرمهای‌خاکی‌ شامل‌ تولیدات‌ متابولیسمی‌ است‌ بخشی‌ از ازت‌ موجود در آن‌ به‌شکل‌ املاح‌ آمونیوم‌ یا اوره‌ و احتمالا اسیداوریک‌ می‌باشد که‌ درصورت‌ وجود تهویه‌ مناسب‌ در محیطزیست‌ کرمها این‌ مواد به‌سهولت‌ تبدیل‌ به‌ نیترات‌ می‌شوند. بنابراین‌ ازت‌ معدنی‌ در مواد دفعی‌، بیشتر از ازت‌ معدنی‌ در مواد بلعی‌ می‌باشد. معمولا مواد دفع‌شده‌ و یا برگردانده‌ شده‌ از دهان‌ کرم‌ نسبت‌ به‌ خاک‌ اولیه‌ دارای‌ املاح‌ محلول‌ کلسیم‌ کل‌، پتاسیم‌، منیزیم‌ و کلسیم‌ قابل‌ تبدیل‌ و فسفر قابل‌ جذب‌ بیشتری‌ هستد. اکثر کسانی‌ که‌ روی‌ تغذیه‌ معدنی‌ قابل ‌دسترس‌ گیاه‌ آزمایش‌ می‌کنند گزارش‌ داده‌اند که‌ خاکهای‌ شامل‌ کرم‌خاکی‌ به‌طورکلی ‌دارای‌ ظرفیت‌ تبادل‌ یونی‌ بالاتری‌ هستند.
وجود کرمها در افزایش‌ مقدار ازت‌ خاک‌ بسیار مؤثر است‌. این‌ جانوران‌ مقدار زیادی‌ مواد ازته‌ ترشح‌ می‌کنند که‌ تقریبا نیمی‌ از آن‌ به‌صورت‌ مواد لزج‌ موکوپروتئینی‌ است‌ (قبلا گفته‌ شد) و نیمی‌دیگر به‌ حالت‌ مایعی‌ است‌ که‌ دارای‌ آمونیاک‌ اوره‌ و احتمالا اسیداوریک‌ می‌باشد و از منافذ نفریدی‌ ترشح‌ می‌گردد. تمام‌ این‌ مواد ازت‌دار یا محلول‌ بوده‌ و یا به‌سرعت‌ به‌وسیله‌ میکروفلورخاک‌ به شکل‌ محلول‌ تبدیل‌ می‌شوند. بعلاوه‌ چون‌ حدود 54 تا 72 درصد وزن‌ خشک‌ بدن‌این‌ کرمها را پروتئین‌ تشکیل‌ می‌دهد مقدار قابل‌ توجهی‌ ازت‌ درضمن‌ تجزیه‌ اجساد آنها به‌خاک‌اضافه‌ می‌شود محاسبه‌شده‌ که‌ جسد هر کرم‌ مرده‌ می‌تواند به‌اندازه‌ 10 میلی‌گرم‌ نیترات‌ تولید کند، بدین‌ ترتیب‌ جمعیتی‌ ترکیب‌ یافته‌ از 3/4 3 میلیون‌ کرم‌ خاکی‌ در هرهکتار می‌تواند رقمی‌ معادل‌ 217کیلوگرم‌ نیترات‌ در هر هکتار به‌وجود آورد و اگر متوسط سن‌ هر کرم‌ را تقریبا یکسال‌ فرض‌ نمائیم ‌امکان‌ افزایش‌ نیترات‌ سالیانه‌ از جمعیت‌ کرمهای‌ خاکی‌ وجود دارد.
3ـ 2 ـ اثرات‌ :PH  
تأثیر دیگر کرمها در خواص‌ شیمیایی‌ خاک‌، تغییر در PH آن‌ است‌، گزارشاتی‌ که‌ تاکنون ‌بدست‌ آمده‌ حاکی‌ از آنست‌ که‌ کرمهای‌ خاکی‌ در یک‌ دامنه‌ وسیعی‌ از PH خاک‌ زندگی‌ می‌کنند ولی ‌معمولا در خاکهای‌ سنگین‌ و دارای‌ زهکش‌ نامناسب‌ کمتر وجود دارند و درصورتی‌ که‌ مقدار کلسیم ‌قابل ‌جذب‌ آنها در خاک‌ زیاد باشد مقداری‌ از کلسیم‌ را به‌وسیله‌ غدد مخصوص‌ و به‌کمک‌ Co2 محیط به ‌صورت‌ کربنات‌ کلسیم‌ درآورده‌ و به ‌این‌ ترتیب‌ سبب‌ حذف‌ مقداری‌ از گازکربنیک‌ موجود در اتمسفر خاک‌ می‌گردند. معمولا PH موادی‌ که‌ از دستگاه‌گوارش‌ کرم‌ می‌گذرند به‌حدود خنثی‌ نزدیک‌ می‌شود. این‌ موضوع‌ ممکن‌ است‌ در نتیجه‌ ترشحات‌ آهکی‌ بعضی‌ از غدد داخلی‌ و یا مجموعه ‌ترشحات‌ روده‌ای‌ کرم‌، و یا به‌دلیل‌ تولید مقادیر زیاد مواد قلیایی‌ ناشی‌ از آمونیاک‌ موجود در محیط معده‌ آنها باشد. کرمهای‌ خاکی‌ PH در حدود 7 را برای‌ زندگی‌ کردن‌ ترجیح‌ می‌دهند و به‌همین‌ دلیل ‌فعالیت‌ و تعداد آنها در خاکهای‌ خنثی‌ و قلیایی‌ بیش‌از خاکهای‌ اسیدی‌ است‌. محدودبودن‌ کرمهای‌خاکی‌ در خاکهای‌ اسیدی‌ را اغلب‌ دراثر کمبود یون‌ کلسیم‌ دراین‌ قبیل‌ خاکها دانسته‌اند. همچنین‌ ثابت‌شده‌است‌ که‌ کرمهای‌ خاکی‌ به‌یون‌ H بسیارحساس‌ هستند و به ‌همین‌ دلیل‌ PH خاک‌ یک‌ عامل مهم‌ انتشار آنهاست‌ و بر روی‌ جمعیت‌ کرمهای‌ خاکی‌ و هم‌ بر روی‌ تعداد افراد و هم‌ در تعداد انواع‌گونه‌ها اثر می‌گذارد و این‌ اثرات‌ می‌توانند ازطریق‌ مقایسه‌ نتایج‌ بدست‌آمده‌ از نمونه‌برداری‌ ازجاهای‌ مختلف‌ با خاکهای‌ شناخته‌ شده‌ اثبات‌ گردد. بطورکلی‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ گونه‌های‌ کمتری‌ درخاکهای‌ اسیدی‌ با PH زیر 5 نسبت‌ به‌ خاکهای‌ قلیایی‌ و خنثی‌ زندگی‌ می‌کنند.
3ـ 3 ـ اثرات‌ حشره‌کشها و آفت‌کشها:
کرمهای‌ خاکی‌ نسبت‌ به‌ آفت‌کشها حساس‌ نیستند و می‌توانند در خاکهایی‌ که‌ شامل‌ مقادیرزیادی‌ از آفت‌کشهای‌ مهم‌ هستند زندگی‌ کنند و با عبوردادن‌ خاکهای‌ آلوده‌ از میان‌ روده‌ خود این‌مواد را به‌تدریج‌ به‌ درون‌ بافتهای‌ بدن‌ خود جذب‌ کنند. این‌ موضوع‌ از لحاظ اکولوژی‌ و زنجیره ‌غذایی‌ مهم‌ است‌ زیرا کرمهای‌ خاکی‌ به‌وسیله‌ بعضی‌ از انواع‌ پرنده‌ها، دوزیستان‌ و پستانداران ‌خورده‌ می‌شوند و درنهایت‌ غلظت‌ این‌ مواد در بدن‌ مصرف‌کنندگان‌ نهایی‌ بیشتر از همه‌ تجمع‌ می‌یابد. گزارشات‌ حاکی‌ از آنست‌ که‌ مقادیر باقیمانده‌ حشره‌کشها ازقبیل‌ Organochlorin و یاDDT در انواع‌ گوناگون‌ کرمهای‌ خاکی‌ به‌ یک‌ میزان‌ غلظتشان‌ در بافتهای‌ بدن‌ آنها بالا نمی‌رود. بیشترین‌ غلظت‌ در گونه‌ A.Chlorotica یافت‌ شده‌ که‌ یک‌ نوع‌ کرم‌ خاکی‌ کوچک‌ بوده‌ و در سطح ‌خاک‌ زندگی‌ می‌کند این‌ مواد در گونه‌های‌ با جثه‌ بزرگتر مانند A.Longa و L.Terrestris کمتر مشاهده‌ می‌شود و احتمالا این‌ مقادیر بیشتر با عادات‌ و محل‌ زندگی‌ کرمهای‌خاکی‌ ارتباط مستقیم‌ پیدا می‌کند. علاوه‌ بر این‌ بعضی‌ از آفت‌کشها و حشره‌کشها مانند O.Chlorin و O.Phosphorusمی‌توانند در بدن‌ کرم‌ خاکی‌ تجزیه‌ شده‌ و به‌ سایر مواد شیمیایی‌ تبدیل‌ شوند. (Cooke 1982)
با توجه‌ به‌ این‌ مطالب‌ می‌توان‌ عنوان‌ نمود که‌گونه‌ های‌ کرمهای‌خاکی‌ موجود در یک‌ خاک‌ را می‌‌توان‌ بعنوان‌ معرف‌ نمونه‌ و خصوصیات‌ آن‌ مورد استفاده‌ قرار داد(گیلارف‌ 1965)(6) شاخص( (Indicator مناسبی ‌برای ‌خاکهای‌ کشاورزی‌ می‌باشند زیرا با آنالیز بدن‌ آنها می‌توان‌ به‌ میزان‌آلودگی‌ شیمیایی‌ و یا سموم‌ موجود در خاک‌ دست‌ یافت‌.
بحـث‌ و نتیجـه‌گیـری‌:
فعالیت‌های‌ کرم‌های‌ خاکی‌ این‌ اطمینان‌ را به‌وجود می‌آورد که‌ ذخایر هوموس‌ و مواد غذایی‌ خاک ‌همواره‌ بطور مناسب‌ بازسازی‌ خواهد شد. همچنین‌ کرمهای‌ خاکی‌ به ‌صورت‌ مؤثری‌ جهت‌ افزایش‌ حاصلخیزی‌ در خاک‌های‌ با کیفیت‌ کم‌ و اراضی‌ کم‌ بازده‌ می‌توانند مورد استفاده‌ قرار گیرند که‌ این‌ مسئله‌ در کشور ما یک‌ نیاز اساسی‌ است‌. امروزه‌ ارزش‌ اقتصادی‌ و کاربردهای‌ فراوان‌ کرمهای‌ خاکی ‌علاوه‌ بر اصلاح‌ خاک‌، در تغذیه‌ ماهیها، پرورش‌ طیور و در تولید کمپوست‌ با تبدیل‌ ضایعات ‌محصولات‌ کشاورزی‌، مواد آلی‌ زائد، زباله‌ها و ... موردتوجه‌ قرار گرفته‌است‌ (فرمحمدی‌ 1374).با توجه ‌به‌ اهمیت‌ کرم‌های‌ خاکی‌ و توانائیهای‌ این‌ جانور و همچنین‌ نیاز کشاورزی‌ و صنایع‌ وابسته ‌به ‌آن‌ در کشور ما با پرورش‌ این‌ جانوران‌ مفید می‌توان‌ بطورخلاصه‌ نتایج‌ زیر دست‌ یافت‌:
الف‌ـ اصلاح‌ خاکهای‌ کشاورزی‌، عمل‌ کرمهای‌ خاکی‌ در خاک‌ و اثرات‌ فیزیکی‌، مکانیکی‌، شیمیایی‌ و بیولوژیک‌ که‌ به‌ تفصیل‌ آورده ‌شد و همچنین‌ افزودن‌ بیوهوموس‌ تولید شده‌ به‌ خاکهای ‌کشاورزی‌ باعث‌ افزایش‌ میزان‌ نگهداری‌ آب‌ در خاک‌، افزایش‌ هوادهی‌ خاک‌، تقویت‌ خاک‌ از نظر عناصر کمیاب‌ و عوامل‌ محدود کننده‌، از بین‌ بردن‌ میکروارگانیسمهای‌ مضر (بیماریزا برای‌ انسان‌) و در مقابل‌ تقویت‌ باکتریهای‌ مفید (مانند ازتوباکتریها) می‌باشد کـه‌ نتیجه‌ بارز این‌ امر جلوگیری‌ از شستشوی‌ خاک‌ سطحی‌ و فرسایش‌ خاک‌ توسط باد می‌باشد.
ب‌ـ باروری‌ و حاصلخیزی‌ خاک‌:کرمهای‌ خاکی‌ در نتیجه‌ فعالیت‌ خود باعث‌ تسریع ‌تحرک‌ یونها در سطح‌ و عمق‌ پروفیل‌ خاک‌ می‌گردند، بدین‌ معنی‌ که‌ آنها با ترشح‌ مواد شیمیایی ‌می‌توانند برخی‌ از عناصر غذایی‌ پایه‌ موجود در خاک‌ را از حالت‌ تثبیت‌ خارج‌ نموده‌ و به شکل‌ قابل ‌جذب‌ گیاه‌ تبدیل‌ کنند. این‌ فرآیند نیز به ‌دو صورت‌ مستقیم‌ و غیرمستقیم‌ انجام‌ می‌گیرد مثال ‌تأثیر مستقیم‌ آنها معدنی ‌شدن‌ ازت‌ است‌. این‌ عنصر که‌ معمولا به ‌شکل‌ کمپلکس‌های‌ آلی‌ غیرقابل ‌استفاده‌ گیاه‌ در خاک‌ وجود دارد پس‌ از عبور از لوله‌ گوارش‌ کرمهای‌ خاکی‌ ابتداء به‌ آمونیاک‌ و سپس‌ به‌ نیتریت‌ و نیترات‌ تبدیل‌ می‌گردد. تأثیر مستقیم‌ کرمهای‌ خاکی‌ در ازدیاد حاصلخیزی‌ خاک‌، افزایش‌ فعالیت‌ میکروارگانیسمها و جانوران‌ خاکزی‌ و درنتیجه‌ تولید مواد محرک‌ رشد نظیر ویتامینها به ‌ویژه‌ ویتامین‌ B12 است‌.
ج‌ـ افزایش‌ عملکرد محصولات‌ کشاورزی‌ بخصوص‌ در کشت‌های‌ متراکم ‌(1) در بررسی‌های‌ به ‌عمل‌ آمده‌ در این‌ زمینه‌ بسته‌ به‌ نوع‌ کشت‌، افزایشی‌ بین‌ 25 تا 200 درصد مشاهده‌ گردیده‌ که‌ این ‌امر از نظر اقتصادی‌ بسیار مهم‌ بوده‌ و برای‌ بهبود وضعیت‌ اقتصادی‌ کشاورزی‌ ارزشمند می‌باشد.
دـ کاهش‌ مصرف‌ کودهای‌ کشاورزی‌: کاهش‌ واردات‌ این‌ مواد از خارج‌ کشور که‌ به ‌عبارت‌ دیگر باعث‌ جلوگیری‌ از خروج‌ ارز می‌شود. این‌ امر همچنین‌ باعث‌ می‌گردد که‌ میزان‌ ورود مواد شیمیایی‌ و سمی‌ به‌ درون‌ خاک‌ و همچنین‌ جذب‌ قسمتی‌ از این‌ موادسمی‌ توسط گیاه‌ به‌ مقدار قابل ‌توجهی‌ کاهش‌ یابد.
هــ حفاظت‌ محیط زیست‌ با جلوگیری ‌از آلودگی‌ خاک‌، آب‌ و تولیدات‌ کشاورزی‌، مواد شیمیایی‌ که‌ به‌ عنوان‌ کود در زمین‌های‌ کشاورزی‌ به‌ کار می‌رود به ‌دلیل‌ داشتن‌ ترکیبات‌ خاص‌، عمدتاً دارای‌ نیمه ‌عمر بیولوژیک‌ بالا بوده‌ و درخاک‌ سریع‌ تجزیه‌ نمی‌شوند و این‌ امر باعث‌ جذب‌ آنها از طریق‌ ریشه‌ توسط گیاهان‌ زراعی‌ شده‌ و در نقاط مختلف‌ بافتهای‌ گیاهی‌ مانند برگ‌، ساقه‌ و میوه‌ انباشته‌ می‌گردد و با مصرف‌ آن‌ توسط مصرف‌کنندگان‌ ثانویه‌، یک‌ بزرگ‌نمایی‌ بیولوژیک‌ از موادسمی‌ در بدن‌ مصرف‌کنندگان‌نهائی‌ خواهیم‌ داشت‌ (باید توجه‌ داشت‌ که‌ قسمت‌ اعظمی‌ از کودهای‌ شیمیایی‌ در هنگام‌ آبیاری‌ سنتی‌، شسته ‌شده‌ و وارد آب‌ رودخانه‌ها، تالابها و... می‌شوند و بدین‌ترتیب‌ باعث‌ آلودگی‌ آنها گردند).
وـ برخی‌ از محققین‌ براین‌ عقیده‌اند که‌ گونه‌های‌ کرم‌ خاکی‌ موجود در یک‌ خاک‌ را می‌توان‌ به ‌عنوان‌ معرف‌ تیپ‌ و خصوصیات‌ آن‌ خاک‌ مورد استفاده‌ قرار داد.
نحوه عملکرد ضد یخ گیاهی


منبع:
http://nahalestanzardadi.mihanblog.com

تاریخ : جمعه 19 آذر 1389 | 05:30 ق.ظ | نویسنده : مدیر سایت | نظرات
کوکوپیت ، بهترین بستر رویش بذر
بهترین بستر رویش بذر، قلمه، انواع پیاز و نشاء، بستر کشت هیدرو پونیک
محاسن : دارای تخلخل هوایی حتی در زمان اشباع شده از آب- ظرفیت نگهداری بسیار خوب آب(هر قالب فشرده 5 کیلو گرمی دارای حجم 60 لیتر میباشد) ، کاهش زمان جوانه زنی و رشد سریع ریشه - فاقد علف هرز و هر گونه بیماری ناشی از خاک ، ماندگاری بیشتر
بهترین بستر رویش بذر، قلمه، انواع پیاز و نشاء، بستر کشت هیدرو پونیک
محاسن : دارای تخلخل هوایی حتی در زمان اشباع شده از آب- ظرفیت نگهداری بسیار خوب آب(هر قالب فشرده 5 کیلو گرمی دارای حجم 60 لیتر میباشد) ، کاهش زمان جوانه زنی و رشد سریع ریشه - فاقد علف هرز و هر گونه بیماری ناشی از خاک ، ماندگاری بیشتر
1- تخلخل هوایی عالی
الیاف نارگیل حتی زمانیکه از آب اشباع شده باشد تخلخل هوایی بسیار خوبی را دارا بوده و با کاربرد صحیح موجب افزایش رویش بذر, ریشه، گل و میوه در گیاهان می شود. این نتایج در بخش صیفی بخصوص گوجه فرنگی و نیزدر بخش تولید گلهای شاخه بریده بخصوص گل رز و گل لیلیوم و در بخش کاشت بذر درخت و درختچه قابل توجه بوده است.
2- ظرفیت نگهداری بسیار خوب آب
ظرفیت نگهداری آب در هر قالب کوکوپیت فشرده 7 تا 10 لیتر آب بوده و رطوبت را بیشتر از پیت موس به خود جذب و گیاه به سرعت رشد می کند و کیفیت گیاه را بخصوص در شرایط آب و هوایی خشک تا زمان فروش حفظ می نماید.
3- آبیاری بهینه
کوکوپیت بر خلاف پیت موس رطوبت را حتی از یک هوای خشک جذب میکند این سهولت خیس شدن و خصوصیت زهکشی سریع الیاف نارگیل بدان معنی است که الیاف نارگیل نیازی به آبیاری مکرر و در فواصل کوتاه ندارد . این امر منجر به کاهش مصرف کود و هزینه کمتر آبیاری میگردد.
4- کاهش زمانجوانه زنی (Germination) ورشد سریع ریشه
کیفیت ذاتی الیاف نارگیل, در دسترس بودن آب و هوای بهینه برای ریشه دارنمودن سریع و تکثیر ایده آل گیاه می باشد. در بسیاری از موارد این امر منجر به سرعت بیشتر ریشه دارشدن قلمه ها در طول سال و نیز استفاده بهینه از فضای گلخانه و تجهیزات می گردد.
  5- فاقدعلف هرزوهرگونه بیماریهای ناشیازخاک
کوکوپیت به دلیل آنکه الیاف نارگیل (Coir ) بالاتر از سطح زمین رشد می کند ، هیچگونه بذور علف هرز و بیماریهای ناشی از خاک را به همراه ندارد.
6- ماندگاری کوکوپیت
کوکوپیت برخلاف تمامی رقبایش, دیرتر از بین میرود و به علت دارا بودن ماده چوبی (Lignin) به مقدار 45% این اطمینان را به وجود می آورد که در محیط های کشت به خوبی به مدت زمان طولانی باقی بماند.
الیاف کوکوپیت در خاک به مدت 5 - 4 سال باقی مانده و از تراکم و فشردگی ذرات خاک جلوگیری کرده و محل مناسبی را برای رشد و توسعه ریشه فراهم می نماید.
7- محدوده PH ایده آل
کوکوپیت دارای PH ایده آل بین 5/6 تا 6/5 بوده و به خنثی نمودنPH خاک های قلیایی کمک می کند و موجب جذب مناسب مواد غذایی به ریشه خواهد شد.
 8- جایگزینمناسب
بهترین جایگزین مناسب برای پیت موس , پشم سنگ , ورمیکو لیت , پرلیت , سنگ خلل و فرج دار (Pumice) , خاک رس منبسط شده میباشد.
 نحوه استفاده از کوکوپیت:
هر قالب کوکوپیت را در ظرفی محتوی 10-8 لیتر آب (جهت غنی تر نمودن کوکوپیت میتوان همراه آب مواد غذایی نیز اضافه نمود.) قرار داده و پس از جدا شدن الیاف از هم به صورت خالص یا به همراه پرلیت مورد استفاده قرار میگیرد.
حجم حاصل از باز شدن الیاف هر قالب تا 50 - 60 لیتر خواهد شد
نحوه عملکرد ضد یخ گیاهی


منبع:
http://nahalestanzardadi.mihanblog.com

تاریخ : جمعه 19 آذر 1389 | 05:29 ق.ظ | نویسنده : مدیر سایت | نظرات
نیاز غذایی یک درخت چیست؟
نویسنده: رضا نظری مقدم
رطوبت، تهویه، درجه حرارت، نور مناسب، تعادل تغذیه ای، محیط مناسب رشد ریشه، عدم وجود مواد مضر و آفات و بیماری بر رشد و تولید درختان میوه تاثیر می گذارد.
مقدمه
آیا می دانید عواملی که بر رشد و تولید درختان میوه تاثیر می گذارد عبارتند از رطوبت، تهویه، درجه حرارت، نور مناسب، تعادل تغذیه ای، محیط مناسب رشد ریشه، عدم وجود مواد مضر و آفات و بیماری.
نیاز غذایی یک درخت
نیاز غذایی یک درخت میوه معمولا از الگوی رشد کلی آن تبعیت می کند. در اوایل بهار نیز درخت به وسیله عناصر غذایی حاصل از آسیمیلاسیون که در پاییز سال قبل در ریشه ها و بافتهای چوبی ذخیره شده اند، تامین می شود.
در طول فصل رشد، رشد کلی درخت نیز افزایش یافته که حداکثر آن در اوایل بهار و سپس مجددا در زمان برداشت، در اواخر تابستان و اوایل پاییز است.
بین اندامهای درخت برای مواد غذایی که در طول فصل ساخته و تبدیل شده اند، رقابت وجود دارد. وجود فعالیت متابولیکی زیاد در نوک شاخه و توسعه چوب و برگها باعث می شود که شاخه ها به عنوان مصرف کننده های قوی برای جذب مواد غذایی به حساب آیند. کابرد سنگین کود ازته در بهار، رشد رویشی را تحریک کرده و سبب می شود که تعداد زیادی شاخه طویل بر روی درخت به وجود آید که تا اواخر تابستان به رشد خودشان ادامه می دهند. در نتیجه چنین رشد رویشی زیاد، اندازه و کیفیت میوه کاهش می یابد و ممکن است که از تشکیل گل برای فصل گلدهی جلوگیری به عمل آید و در اثر طولانی شدن رشد رویشی شاخه ها، تشکیل گل به تاخیر بیفتد به دلیل اینکه ساخته شدن چوب در شاخه ها برای انجام فرآیند لیگنینی شدن به غلظت بالای کلسیم نیاز دارد.
کلسیم ترجیحا در رشد رویشی به مصرف رسیده که اغلب اوقات با وقوع عوارض ناشی از کمبود کلسیم در میوه، از قبیل چوب پنبه ای شدن همراه است. این عمل یک رقابت فعال است.
همچنین بین اندامهای درخت ممکن است رقابت غیرفعال هم وجود داشته باشد. بافتهایی که دارای تبخیر زیادی هستند ممکن است منابع غذایی بیشتری را در نتیجه انتقال مقادیر قابل ملاحظه ای از این عناصر به وسیله جریان تبخیر برگ دریافت کنند. میوه تبخیر کمتری نسبت به رگ نشان می دهد.
بنابراین قدرت رقابت غیرفعال کمتری در برابر برگ و بافتهای رویشی برای عناصر غذایی مانند کلسیم در جریان تبخیر دارد.
عناصر غذایی ضروری برای رشد درختان میوه
تامین، جذب و استفاده عناصر شیمیایی از محیط، مخصوصا هوا و خاک و استفاده از آنها در متابولیسم و رشد گیاه به عنوان تغذیه تعریف شده است و بدین ترتیب عناصر شیمیایی مورد نیاز را عناصر غذایی می نامند. این عناصر برای رشد ضروری هستند زیرا آنها سه گونه از نیازهای ضروری گیاه را برآورده می سازند:
1- این عناصر به طور مستقیم در فرآیندهای سوخت و ساز گیاهی به عنوان یک جزء تشکیل دهنده سوخت و ساز دخالت کرده و یا برای عمل سیستمهای آنزیمی مورد نیاز هستند.
2- کمبود عنصر ضروری، گیاه را برای تکمیل چرخه زندگی خود ناتوان می سازد و ممکن است باعث مرگ آن شود.
3- کمبود هر عنصر اختصاصی است و نمی توان عنصری را با عنصر دیگر جایگزین ساخت.
علایم کمبود ازت
نیتروژن در مقایسه با سایر عناصر دارای بالاترین غلظت است. نیتروژن یک عنصر متحرک است که به سمت سطوحی که در آنجا فعالیت متابولیکی بالا است و در معرض نور بیشتر قرار دارند، حرکت می کند. در نتیجه نیتروژن از برگهای پیرتر در قاعده ساقه یا از قسمتهایی از تاج درخت که در معرض سایه است به برگهای جدید و خارجی تاج منتقل می شود.
برگهای پیرتر یا برگهای واقع در سایه دارای نیتروژن کمتری هستند. در نتیجه برگهایی که در سطح پایینی از نتیروژن هستند کم رنگ شده سپس زرد می شوند و در نهایت پیر شده و می ریزند.
کمبود ازت کاهش رشد اندامهای هوایی شاخه ها به طور معمول قایم کمبود ازت ابتدا در برگهای مسن و سپس برگهای جوان مشاهده می شود.
زمان مصرف
پیش از زمان شروع گلدهی، در زمان گلدهی و تشکیل میوه، زمان رشد میوه.
اثرات ازت
رشد رویشی، عملکرد و کیفیت میوه ضروری است.
تاثیر متقابل بر جذب عناصر دیگر
ازت اضافی در خاک روی قابلیت جذب سایر عناصر به ویژه فسفر یا سمیت سایر عناصر به دلیل آزاد شدن مقادیر اضافی مانند مس تاثیرگذار می شود. ازت اضافی رسیدن میوه و رنگ میوه را به تاخیر می اندازد، خطر سرمازدگی را افزایش می دهد و حساسیت درخت سیب را به عارضه لکه تلخ افزایش می دهد. این ماده باعث کاهش میزان فسفر و پتاسیم در برگها شده و غلظت منگنز و روی را افزایش می دهد.
علایم کمبود فسفر
فسفر ماده ای است که در تمامی بافتهای گیاه یافت می شود و در اندامهای جوان گلها دانه تمرکز بیشتری دارد. اهمیت ویژه ای در جوانه زدن بذر، تسریع رشد ریشه و فرآیندهای رسیدن دانه و میوه دارد. برای تقسیم سلولی و رشد بافتهای مریستمی نیز ضروری است.
کمبود فسفر در گیاهان موجب کاهش رشد به ویژه در ریشه شده، ساقه ها کوتاه، ضعیف و باریک می شوند.
برگها کوچک شده و برگ ریزان زودرس از برگهای مسن شروع می شود، میزان گلدهی کاهش زیادی یافته و تولید میوه کم می شود، نوک برگهای مسن اغلب خشک و شاخ و برگ تغییر رنگ می دهند، پوست میوه ضخیم و کیفیت آن اسفنجی می شود، ظهور جوانه به تاخیر افتاده و نامنظم می شود و درخت دچار زردی زودرس پاییزه می شود.
 تاثیر متقابل بر جذب عناصر دیگر
زیادی فسفر موجب کاهش پتاسیم، منیزیم، آهن، ازت، مس و بر در برگها می شود ولی کلسیم و منگنز برگ افزایش می یابد.
علایم کمبود پتاسیم
این عنصر اهمیت ویژه ای در برگهای جوان، نوک ریشه و سایر بافتهای مریستمی غنی از پتاسیم دارد.
پتاسیم تقریبا در تمام فعالیتهای سوخت و ساز گیاه نقش دارد. مصرف آن باعث افزایش رشد میوه با افزایش سطح برگ به طور غیرمستقیم و باعث بهبود رنگ میوه می شود.
کمبود آن باعث اختلال در متابولیسم گیاه شده و ترکیبات سمی ازت دار در گیاه تجمع می یابد در پتاسیم، کمبود از برگهای پیر به سمت برگهای جوان حرکت می کند، برگهایی که به تازگی کامل شده اند به صورت زردی نوک و حاشیه برگ به ویژه در فصل خشک مشخص می شود.
تاثیر متقابل بر جذب عناصر دیگر
افزایش غلظت پتاسیم باعث کاهش غلظت کلسیم و منیزیم، روی و منگنز در برگ می شود.
؟
نویسنده: رضا نظری مقدم
رطوبت، تهویه، درجه حرارت، نور مناسب، تعادل تغذیه ای، محیط مناسب رشد ریشه، عدم وجود مواد مضر و آفات و بیماری بر رشد و تولید درختان میوه تاثیر می گذارد.
مقدمه
آیا می دانید عواملی که بر رشد و تولید درختان میوه تاثیر می گذارد عبارتند از رطوبت، تهویه، درجه حرارت، نور مناسب، تعادل تغذیه ای، محیط مناسب رشد ریشه، عدم وجود مواد مضر و آفات و بیماری.
نیاز غذایی یک درخت
نیاز غذایی یک درخت میوه معمولا از الگوی رشد کلی آن تبعیت می کند. در اوایل بهار نیز درخت به وسیله عناصر غذایی حاصل از آسیمیلاسیون که در پاییز سال قبل در ریشه ها و بافتهای چوبی ذخیره شده اند، تامین می شود.
در طول فصل رشد، رشد کلی درخت نیز افزایش یافته که حداکثر آن در اوایل بهار و سپس مجددا در زمان برداشت، در اواخر تابستان و اوایل پاییز است.
بین اندامهای درخت برای مواد غذایی که در طول فصل ساخته و تبدیل شده اند، رقابت وجود دارد. وجود فعالیت متابولیکی زیاد در نوک شاخه و توسعه چوب و برگها باعث می شود که شاخه ها به عنوان مصرف کننده های قوی برای جذب مواد غذایی به حساب آیند. کابرد سنگین کود ازته در بهار، رشد رویشی را تحریک کرده و سبب می شود که تعداد زیادی شاخه طویل بر روی درخت به وجود آید که تا اواخر تابستان به رشد خودشان ادامه می دهند. در نتیجه چنین رشد رویشی زیاد، اندازه و کیفیت میوه کاهش می یابد و ممکن است که از تشکیل گل برای فصل گلدهی جلوگیری به عمل آید و در اثر طولانی شدن رشد رویشی شاخه ها، تشکیل گل به تاخیر بیفتد به دلیل اینکه ساخته شدن چوب در شاخه ها برای انجام فرآیند لیگنینی شدن به غلظت بالای کلسیم نیاز دارد.
کلسیم ترجیحا در رشد رویشی به مصرف رسیده که اغلب اوقات با وقوع عوارض ناشی از کمبود کلسیم در میوه، از قبیل چوب پنبه ای شدن همراه است. این عمل یک رقابت فعال است.
همچنین بین اندامهای درخت ممکن است رقابت غیرفعال هم وجود داشته باشد. بافتهایی که دارای تبخیر زیادی هستند ممکن است منابع غذایی بیشتری را در نتیجه انتقال مقادیر قابل ملاحظه ای از این عناصر به وسیله جریان تبخیر برگ دریافت کنند. میوه تبخیر کمتری نسبت به رگ نشان می دهد.
بنابراین قدرت رقابت غیرفعال کمتری در برابر برگ و بافتهای رویشی برای عناصر غذایی مانند کلسیم در جریان تبخیر دارد.
عناصر غذایی ضروری برای رشد درختان میوه
تامین، جذب و استفاده عناصر شیمیایی از محیط، مخصوصا هوا و خاک و استفاده از آنها در متابولیسم و رشد گیاه به عنوان تغذیه تعریف شده است و بدین ترتیب عناصر شیمیایی مورد نیاز را عناصر غذایی می نامند. این عناصر برای رشد ضروری هستند زیرا آنها سه گونه از نیازهای ضروری گیاه را برآورده می سازند:
1- این عناصر به طور مستقیم در فرآیندهای سوخت و ساز گیاهی به عنوان یک جزء تشکیل دهنده سوخت و ساز دخالت کرده و یا برای عمل سیستمهای آنزیمی مورد نیاز هستند.
2- کمبود عنصر ضروری، گیاه را برای تکمیل چرخه زندگی خود ناتوان می سازد و ممکن است باعث مرگ آن شود.
3- کمبود هر عنصر اختصاصی است و نمی توان عنصری را با عنصر دیگر جایگزین ساخت.
علایم کمبود ازت
نیتروژن در مقایسه با سایر عناصر دارای بالاترین غلظت است. نیتروژن یک عنصر متحرک است که به سمت سطوحی که در آنجا فعالیت متابولیکی بالا است و در معرض نور بیشتر قرار دارند، حرکت می کند. در نتیجه نیتروژن از برگهای پیرتر در قاعده ساقه یا از قسمتهایی از تاج درخت که در معرض سایه است به برگهای جدید و خارجی تاج منتقل می شود.
برگهای پیرتر یا برگهای واقع در سایه دارای نیتروژن کمتری هستند. در نتیجه برگهایی که در سطح پایینی از نتیروژن هستند کم رنگ شده سپس زرد می شوند و در نهایت پیر شده و می ریزند.
کمبود ازت کاهش رشد اندامهای هوایی شاخه ها به طور معمول قایم کمبود ازت ابتدا در برگهای مسن و سپس برگهای جوان مشاهده می شود.
زمان مصرف
پیش از زمان شروع گلدهی، در زمان گلدهی و تشکیل میوه، زمان رشد میوه.
اثرات ازت
رشد رویشی، عملکرد و کیفیت میوه ضروری است.
تاثیر متقابل بر جذب عناصر دیگر
ازت اضافی در خاک روی قابلیت جذب سایر عناصر به ویژه فسفر یا سمیت سایر عناصر به دلیل آزاد شدن مقادیر اضافی مانند مس تاثیرگذار می شود. ازت اضافی رسیدن میوه و رنگ میوه را به تاخیر می اندازد، خطر سرمازدگی را افزایش می دهد و حساسیت درخت سیب را به عارضه لکه تلخ افزایش می دهد. این ماده باعث کاهش میزان فسفر و پتاسیم در برگها شده و غلظت منگنز و روی را افزایش می دهد.
علایم کمبود فسفر
فسفر ماده ای است که در تمامی بافتهای گیاه یافت می شود و در اندامهای جوان گلها دانه تمرکز بیشتری دارد. اهمیت ویژه ای در جوانه زدن بذر، تسریع رشد ریشه و فرآیندهای رسیدن دانه و میوه دارد. برای تقسیم سلولی و رشد بافتهای مریستمی نیز ضروری است.
کمبود فسفر در گیاهان موجب کاهش رشد به ویژه در ریشه شده، ساقه ها کوتاه، ضعیف و باریک می شوند.
برگها کوچک شده و برگ ریزان زودرس از برگهای مسن شروع می شود، میزان گلدهی کاهش زیادی یافته و تولید میوه کم می شود، نوک برگهای مسن اغلب خشک و شاخ و برگ تغییر رنگ می دهند، پوست میوه ضخیم و کیفیت آن اسفنجی می شود، ظهور جوانه به تاخیر افتاده و نامنظم می شود و درخت دچار زردی زودرس پاییزه می شود.
 تاثیر متقابل بر جذب عناصر دیگر
زیادی فسفر موجب کاهش پتاسیم، منیزیم، آهن، ازت، مس و بر در برگها می شود ولی کلسیم و منگنز برگ افزایش می یابد.
علایم کمبود پتاسیم
این عنصر اهمیت ویژه ای در برگهای جوان، نوک ریشه و سایر بافتهای مریستمی غنی از پتاسیم دارد.
پتاسیم تقریبا در تمام فعالیتهای سوخت و ساز گیاه نقش دارد. مصرف آن باعث افزایش رشد میوه با افزایش سطح برگ به طور غیرمستقیم و باعث بهبود رنگ میوه می شود.
کمبود آن باعث اختلال در متابولیسم گیاه شده و ترکیبات سمی ازت دار در گیاه تجمع می یابد در پتاسیم، کمبود از برگهای پیر به سمت برگهای جوان حرکت می کند، برگهایی که به تازگی کامل شده اند به صورت زردی نوک و حاشیه برگ به ویژه در فصل خشک مشخص می شود.
تاثیر متقابل بر جذب عناصر دیگر
افزایش غلظت پتاسیم باعث کاهش غلظت کلسیم و منیزیم، روی و منگنز در برگ می شود.
نحوه عملکرد ضد یخ گیاهی


منبع:
http://nahalestanzardadi.mihanblog.com

تاریخ : جمعه 19 آذر 1389 | 05:14 ق.ظ | نویسنده : مدیر سایت | نظرات
شرایط لازم برای کاشت نهال درختان
بازرسی نهال
قبل از خرید نهال با انجام امور ذیل ازسالم بودن گیاه مطمئن گردید.
1- ریشه ها : دچار پیچ خوردگی , تابخوردگی و گره خورده نباشند , ریشه ها را از نظر سوختگی , سرما زدگی , پوسیدگی و یا بیماری مورد بررسی قرار دهید.
2- اندام هوایی : پوست نهال درخت صدمه ندیده باشد ,آلوده به بیماری و حشرات نباشد و نهال ها سالم با الگو های رشد طبیعی , پربنیه و خوب باشد
نگهداری نهال ها قبل از کاشت
1- ریشه های نهال را مرطوب و خنک نگهدارید.
2- در خارج از فصل کاشت جهت جلوگیری از خسارت سرما زدگی در محیط مناسب قرار دهید.
3- قبل از کاشت در محل اصلی ,آن را نسیت به سرما عادت داده و مقاوم سازی انجام گیرد.
4- در محل کاشت آن را در برابر نور و گرمای شدید , خشکی و غیره حفظ نمائید.
تهیه چاله برای کاشت نهال
1- چاله نهال عمیق تر از توده ریشه کنده نشود , عرض چاله حداقل دو برابر عرض توده ریشه باشد.
2- خاک مناسب برای چاله فراهم کنید تا به گسترش یکنواخت ریشه ها کمک نماید.
3- ریشه ها , علف های هرز و خرده سنگ ها و سایر بقایای گیاهی را از چاله کاشت خارج نمائید.
4- گراول , کود های شیمیایی , ماده آلی و یا سایر مواد اصلاح کننده به چاله افزوده نشود.
5- خاک ته چاله را شل نکنید یا بهم زده نشود.
کاشت نهال
1- کاشت در پائیزه در اقلیم های معتدل به طور کلی بسیار خوب است , کاشت در بهار مستلزم ابیاری بیشتر می باشد.
2- حذف خاک موجود از ریشه ها برای جلوگیری از مشکلات حدفاصل خاک
3- حذف تمام مواد غیر ضروری مانند پارچه , پلاستیک و اتیکت و غیره
4- طوری نهال را بکارید که حدفاصل ریشه –اندام هوایی در سطح خاک یا کمی بالاتر از آن قرار گیرد.
5- ریشه های مرده , خشک شده یا بیماری را هرس کنید و ریشه ها ی زیاد طویل شده را کوتاه کنید.
6- شاخه های اسیب دیده , بیمار یا خشک شده را هرس کنید . سر شاخه را قطع نکنید.
7- ریشه ها را در چاله به طور یکنواخت پخش کنید و خاک فوقانی را در اطراف ریشه قرار دهید.
8- چاله را با خاک خود باغ پر کنید.
9- نهال را به خوبی ابیاری کنید تا خاک چاله نشست نماید . اگر چاله گود تر شد ان را با خاک خود باغ پر کنید.
10-برای حفظ رطوبت خاک و گرم نگه داشته خاک , مالچی از مواد الی را در اطراف درخت و دور تر از پایه درخت قرار دهید.
11-در صورت نیاز می توان از قیم استفاده نمود .
12- نهال های تازه کاشته شده را در فصول خشک سال ابیاری کنید تا به استقرار آنها کمک نماید



منبع:
http://nahalestanzardadi.mihanblog.com

تاریخ : جمعه 19 آذر 1389 | 04:57 ق.ظ | نویسنده : مدیر سایت | نظرات
پیوند درختان از نظر فیزیولوژیکی و بیولوژی
پیوند زدن که در حقیقت عبارت از زخم کردن و قطع مقدار زیادی از شاخ و برگ گیاه و بعداً مجبور کردن دو نبات مختلف به زندگانی با یکدیگر است، تغییرات فیزیولوژیکی و بیولوژیکی مخصوصی در گیاه پیوندی جدید به وجود می آورد.
جوش خوردن پیوندک و پایه
برای اینکه فسمت های مختلف دو گیاه بتواند با یکدیگر زندگانی کرده  و تولید نهال جدید کند و بهره کافی دهد باید اتصال این دو قسمت با یکدیگر کامل باشد یعنی باهم جوش خورده  یکی شود.این موضوع ممکن نیست مگر آنکه پایه و پیوندک با یکدیگر نمو نموده و سلولهای محل اتصال با یکدیگر شروع به فعالیت کرده نسج جوانی به وجود آورد.برای حصول این مقصود، باید دو طبقه مولده پایه و پیوندک با یکدیگر منطبق شده به یکدیگر بچسبند یعنی هیچ قسم مانع از مایع  یا جامد  و یا بخار بین آنها قرار نگیرد.
در نباتات علفی تقریباً تمام سلولهای پایه و پیوندک نمو کرده یک نوع سنجش پارانشیمی تولید می کند که فضای بین پایه و پیوندک را پر می نماید.در نباتات خشبی این عمل تقریباً فقط بوسیله سلولهای طبقه مولده انجام می گیرد.پس از آنکه فضای بین پایه و پیوند به وسیله این نسج پر شد یک طبقه از سلولهای آن تبدیل به طبقه مولده شده و شبیه پلی رابط بین طبقه مولده پایه  و این طبقه در پیوندک می شود که من بعد مانند کامبیوم معمولی درخت  در داخل  تولید آوندهای چوبی نموده  و در خارج تشکیل آوندهای آبکشی می دهدو بدین ترتیب اتصال و یکسره شدن آوندها از پایه به پیوند عملی می شود.
در نباتات دو لپه اگر مانع تجانس پایه و پیوندک در بین نباشد جوش خوردن  دو قسمت درخت پیوندی حتمی است ولی در نباتات یک لپه این امر غیر ممکن است و اگر هم پایه با پیوندک جوش بخورد دوام آن حداکثر یک سال خواهد بود.( بنا بر تجربیات شوبرت در کتاب مولیش) علت عدم موفقیت درپیوند کردن  نباتات یک لپه مانند درخت خرما ، فقدان ساختمان ثانوی  و عدم وجود طبقه مولده متصل  به هم می باشد.
قرابت پیوندک با پایه
جوش خوردن پایه و پیوندک تابع دقت  در عمل قرار دادن پیوندک روی پایه می باشد ، یعنی دو طبقه مولده باید حتماً با یکدیگر تماس حاصل کنند ولی برای منظور مورد بحث یعنی جوش خوردن  دو قسمت  با یکدیگر  این شرط کافی نیست زیرا علاوه بر لزوم تطبیق دو طبقه مولده طبیعت دو گیاه  مورد عمل نیز باید با یکدیگر وفق دهد و یا به عبارت دیگر  تجانس و قرابتی  نیز بین انها برقرار باشد.تا عمر درخت پیوندی زیاد شده  و بهره کافی دهد.در پاره ای از نباتات مشاهده می شود که دو نوع گیاه مختلف مانند درخت گلابی و درخت به کاملاً با یکدیگر جوش خورده تولید درختی پر بهره و نسبتاً قوی می نماید.در بعضی از درختان دیگر حتی افراد یک جنس را که ژانر می نامند نمی توان با یکدیگر پیوند نمود مثلاً  سیب و گلابی که هر دو از یک جنس ولی جور مختلف می باشند اغلب با یکدیگر جوش نمی خورند و اگر هم اتفاقاً پایه .و پیوندک با یکدیگر جوش خورد عمر درخت پیوندی خیلی کوتاه می باشد و از نظر اقتصادی کم بهره خواهد بود.این قرابت و تجانس که امری است طبیعی  گاهی به اندازه کار پیوند زدن را مشک می کند که  پاره ای از درخت های سیب  را نمی توان با یکدیگر پیوند نمود.مثلاً درخت سیبی که دارای چوب نرم است و درخت سیبی که چوب آن سخت می باشد با یکدیگر قابل پیوند نیست.
موضوع تجانس بین پایه و پیوند که از مسائل مهم پیوند زدن  و یکی از شرایط  لازم موفقیت در عمل پیوند می باشد کاملاً تجربی است .یعنی فقط عمل و ازمایش نشان می دهد که چه نوع گیاهی  یانبات دیگر  قابل پیوند کردن است.
در قاعده عمومی و بطور کلی می توان گفت  که گونه های مختلف یک جنس با یکدیگر قابل پیوند کردن می باشد.موفقیت در پیوند دو جنس مختلف مشکل و به طور استثناء   حاصل می شود ودر چنین مواقع درخت پیوندی ضعیف  و یا کم عمر است و پیوند افراد و خانواده مختلف با یکدیگر غیر ممکن است.
اثر متقابل پیوندک  و پایه روی یکدیگر و نتایج آن
عده ای از دانشمندان ( من جمله مولیش) معتقد هستند که پایه و پیوندک در یکدیگر تاثیر ندارند زیرا هیچ  یک از تغییرات حاصله ارثی نیست  و با بذر قابل تکثیر  و تولید مجدد نمی باشد.دسته ای دیگر مانند دانیل و بوف عقیده دارند که تاثیر متقابل دو قسمتی که با یکدیگر  زندگانی می کنند زیاد است  و این  تغییرات ارثی می باشد  و حتی ممکن است  منجر به ایجاد  گونه جدیدی بشود مانند بذری که  از پیوند کلم معمولی روی ریشه شلغم به دست می آید.
1- در پاره ای از درختان رنگ میوه  و یا رنگ برگ  و گل در اثر انتخاب پیوند مناسب تغییر می کند مثلاً اگر یک گوجه فرنگی را که دارای برگهای قرمز رنگ است روی گوجه آمریکایی پیوند کنند  رنگ برگ آن تیره تر می شود تا آنکه همان گونه را روی گوجه معمولی پیوند بزنند.
2- نتیجه دیگر اثر متقابل پایه و پیوندک  مقاومت بیشتر درخت پیوندی به بیماریها و سرمای زیاد می باشد.
3- یکی دیگر از تاثیرات پیوند کردن درختی کم شدن  عمر بعضی از درختان پیوندی است.هر گاه پسته معمولی را روی درختی از گونه خود و یا از گونه آتلانتیکا پیوند کنند درخت پیوندی در حدود دویست سال عمر می کند ولی درخت پسته ای که در آن پیوندک پسته معمولی و پایه درخت بنه با چاتلانقوش باشد بیش از 60 سال عمر نمی کند
فواید پیوند
1- در گیاهانی که نمی توان آنها را با قلمه  و یا پا جوش ازدیاد نمود برای حفظ مشخصات خارجی و داخلی یعنی ژنتیکی  پایه مادری از پیوند استفاده می نماید به عبارت دیگر پیوند  کردن  تغییری  در خواص ظاهری و یا باطنی پیوندک نمی دهد.
2- درختان کهن که به علتی قسمت  هوایی ان از بین  رفته  و یا فرسوده شده باشد ولی ریشه آن قوی  و فعال است  می توان ان درخت را به وسیله پیوند جوان کرد و این عمل را نسبت به نوع درخت  تا حداکثر 5 مرتبه تکرار نمود.
3- در درختان ضعیف که مقدار ریشه در آنها کم بوده  و یا طبیعاتاً قادر به جذب شیره خام به اندازه کافی نمی باشند با پیوند  کردن شاخه  ریشه داری به تنه ان جبران کمبود شیره خام را نموده  قسمت هوایی چنین درختی قوی می گردد.این کاملاً کاملا شبیه به تزریق خون در بدن بیماری است که مقدار زیادی از خون خود را  از دست داده باشد با این تفاوت که نزد انسان پس از یک یا چند مرتبه تزریق کمبود خون تامین شده  و تکرار عمل لازم نیست ولی در درختان این تزریق شیره خام اضافی باید همیشگی باشد  و به این جهت است که با پیوند کردن پایه ریشه داری که در نزدیکی درخت مورد عمل  کاشته شده  برای همیشه  منبع شیره خامی در دسترس آن قرار می دهند.
4- اغلب اتفاق می افتد که در زمستان  جانوران جونده  مانند خرگوش  به باغ  آمده پوست درختان را می جوند و از این را ه اغلب  باعث خشک شدن درخت می گردند.برای نجات درخت از مرگ حتمی کافی است دو سر شاخه جوان را در بالا و زیر خم  حاصله  از دندان جانور  به طوری که بعداً شرح خواهیم داد پیوند کنند.
پس از دو یا سه سال شاخه های جوان پیوند شده قوی گردیده  و علاوه بر رساندن مقدار کافی  شیره خام  به درخت  وزن قسمت هوایی آن را نیز تحمل نموده  تاج درختبر جا می ماند و در این موقع اگر شدت آسیب زیاد باشد  به حدی که نتوان باقی مانده تنه زخمی درخت را یعنی قسمتس که بین دو محل پیوند قرار گرفته  نگاه داشت  آن را قطع می کنند و درخت به جای یک تنه دارای چهار پایه خواهد شد.
5- هر گاه درختی در محل معینی نتواند به وسیله ریشه  خود تهیه مواد غذایی کند از پیوند استفاده  نموده  درخت مطلوب را روی پایه دیگری که قرابت  و تجانس با درخت مورد بحث داشته باشد  پیوند می نمایند مانند بادام  که در اراضی  مرطوب نمی توانند زندگانی کنند و یا رازقی در خاکهای آهکی  در این صورت بادام را روی گوجه و رازقی را روی یاس  معمولی که قادربه زندگانی در خاک آهکی می باشد پیوند می کنند.
6- در درختانی که روی ریشه خود  ضعیف و یا زیادتر از حد معمول  و لازم قوی می شوندباغبان با پیوند نمودن این نوع درختان  روی پایه مناسب دیگر قدرت و یا ضعف قسمت هوایی درخت مورد عمل را بنابر میل خود تغییر می دهد.مانند پیوند درخت گلابی روی پایه به.درخت به طبیعتاً کوتاه و تقریباً درختچه است و ریشه آن نیز کم و سطحی می باشد.پیوند درخت گلابی روی درخت به از این ضعف  و کمی ریشه استفاده نموده کوتاه و کم رشد می شود ولی در عوض دارای میوه شیرین تر و کمی مرغوب تر می گردد.
7- در پاره ای از درختان مانندپسته گل نر و ماده  از یکدیگر مجزا و روی دو درخت جدا قرار دارد به نحوی که اگر تمام درختان پسته در باغی به تنهایی  از درخت نر یا ماده تشکیل شده باشند آن باغ هیچگاه بهره نخواهد داد.و لازم است حتماً هر دو نوع درخت را نزدیک یکدیگر کاشت.معمولاً در بدر تاسیس باغ پسته برای هر 9 عدد درخت پسته ماده یک درخت نر به منظور تامین مقدار لازم پلن یا گرده برای تلقیح می کارند ولی در اغلب باغات کهنه مانند باغات پسته دامغان مشاهده می شود که تمام درختان باغ از نوع  ماده می باشندو مقدار حصول باغ پسته بسته به وزش باد یا وجود یک درخت یا چند درخت نر در باغات مجاور می باشد و بنابراین اولاً درختان هر سال میوه نمی دهندو یا اگر میوه دار شوند، مقدار آن سیار کم می باشد.برای رفع این عیب و اصلاح  باغ کهنه باید از پیوند استفاده نمود.به این طریق که روی پاره ای از درختان ماده که به فاسله منظمی از یکدیگر قرار دارند یک شاخه را باجوانه درخت نر پیوند می نمایند تا هر سال مقدار کافی گرده برای بارور کردن گلهای ماده موجود باشد و بهره برداری از باغ هر سال منظم و مرتب گردد.
8- معمولاً گیاهانی که از بذر یا هر وسیله غیر تناسلی به غیر از پیوند به وجود می آیند پس از مدتی زندگانی و رسیدن به حد بلوغ که بطور متوسط 6تا 7 سال به طول می انجامد شروع به میوه دادن  و یا گل کردن می نماید.در صورتی که اگر همین درختان بوسیله پیوند زیاد شوند پس از مدت کوتاهی که حداکثر از 2تا3 و یا 4 سال تجاوز نمی کند  شروع به گل کردن و میوه دادن  می نماید. بنابراین یکی دیگر از فواید پیوند تسریع در بهره برداری می باشد.
9- در آزمایشگاه ها مخصوصاً در مورد اصلاح میوه و یا ایجاد انواع جدید بوسیله دو رگ گیری لازم است که قبلاً نوع میوه حاصله مورد آزمایش قرار گیرد و کاشتن بذر همیشه حصول  مقصود را  به تاخیر می اندازد  در صورتی که پیوند دوره آزمایش را کوتاه می کند.
10- در پاره ای درختان پیوند قدرت بار دادن درخت پیوندی را زیاد می کند.
11- معمولاً تکثیر مکرر گیاهی در مدت طولانی با تقسیم ریشه یا بذر خالص نیکو و جلب توجه گیاه را از بین برده و محصول نامرغوبی جایگزین  میوه یا گل مرغوب آن می گردد و این خاصیت  در اصطلاح  علمی انحطاط یا دژنرسانس  نام دارد .مثلاً  گل کوب  را هر گاه به وسیله تقسیم غده ریشه  ازدیاد نمایند پس از مدتی گلها کوچک و نامرغوب می شود.برای جلوگیری از انحطاط و یا اقلاً به تاخیر انداختن آن  می توان از قلمه و یا پیوند استفاده نمود.
12- بعضی از درختان تولید پاجوش فراوان می کنند. پاجوش زیاد باعث ضعف درخت  می شود  و قطع و بر طرف کردن آنها نیز دشوار  و مستلزم مراقبت دائمی و هزینه می باشد.مانند انواع یاس درختی و پاره ای از گل های سرخ و نسترن  برای رفع این زحمت اغلب گل یا میوه مطلوب را روی پایه ای که طبیعتاً پاجوش نمی دهد پیوند می نمایند.
13- اغلب مشاهده می شود که درختی با دارا بودن  تمام شرایط  لازم برای میوه دادن مانند سن بلوغ قدرت کافی و عدم شاخ و برگ زیاد معهذا میوه نمی دهد.علت این امر هنوز کاملا روشن نیست ولی تجربه نشان داده است که هر گاه چند جوانه گل از درخت همجنس روی یکی از شاخه های آن پیوند کنند درخت مورد عمل در سالهای بعد مرتباً  میوه خواهد داد
دوره پس از برداشت


منبع:
http://nahalestanzardadi.mihanblog.com

تاریخ : جمعه 19 آذر 1389 | 04:51 ق.ظ | نویسنده : مدیر سایت | نظرات
چکیده
به منظور مطالعه و تخمین توانایی پایه های آلوی سنت ژولین(رویشی)، میروبالان و ماریانا(بذری) در پیوند با ارقام زردآلو ( شماره 35، نصیری و شاهرودی)به سازگاری با محیط ( چگونگی تغذیه برگی در یک خاک آهکی با Ph بالا)، سازگاری های فیزیولوژیکی( صفات رویشی) و سازگاری بین پایه و پیوندک در باغ تحقیقاتی کمال آباد کرج آزمایشی در قالب بلوکهای کامل تصادفی در 3 تکرار طی سالهای 76 تا 82 به اجرا گذاشته شد. نتایج نشان داد که سال اثر معنی داری در صفات رویشی ( به استثناء سطح گسترش تاج ) و جذب برگی عناصر غذایی نظیر N, P, Zn, Mn, Cu داشته است. به طوریکه در ترکیب پیوندی میروبالان و شماره 35 بیشترین میانگین ها در صفات رویشی ( به استثناء سطح مقطع تنه ) را در برداشت. در جذب برگی عناصر غذایی بیشترین میانگین ها با اختلاف معنی داری در ترکیب پیوندی سنت ژولین * شاهرودی برای عناصر Zn, P,N و در جذب برگی عنصر Cu در ترکیب پیوندی سنت ژولین با تمام  پیوندکهای مورد مطالعه مشاهده گردید. از مجموع نتایج و از جهاتی نظیر صفات رشد، پایداری و سازگاری می توان پایه میروبالان و پیوندک شماره 35 را در شرایط فیزیکی و شیمیایی خاک منطقه (خاک آهکی با Ph بالا) برتر شمرد، هر چند که دیگر پایه ها و پیوندک های مورد مطالعه خصوصیات مطلوب به خود را نشان دادند.

واژگان کلیدی : خاک آهکی، پایه های آلو ،  ارقام زردآلو، سازگاری
 
مقدمه:
زردآلو یک محصول مهم در نواحی خشک و نیمه خشک است و بومی مناطق غرب و مرکز کشور چین است . آمار نامه کشاورزی سال 81 سطح زیر کشت زردآلو در ایران را 3670 هکتار و میزان تولید را 235000 تن و درصد تولید زردآلو در ایران را در بین محصولات باغی کشور 2/2 درصد گزارش می دهد. چگونگی رشد و نمو ، میزان مقاومت به تنش های تغذیه ای در درختان زردآلو متاثر از شرایط فیزیکی و شیمیایی خاک منطقه کشت است. {برونت و همکاران (1991)(2)}.
ولیس و همکاران (1998)(35) نظر می دهند که اگر چه درختان زردآلو به کلروز آهن ناشی از وجود آهک در خاک مقاوم هستند ولی کولتیوارهای مختلف به درجات مختلف مقاومت از خود نشان می دهند. انتخاب پایه مقاوم نقش مهمی را در چگونگی رشد و میزان مقاومت به تنش های موجود در محیط را ایفاد می نماید. براساس مطالعه ولومیس و همکاران (1999)(18) دوازده رقم زردآلو که برروی پایه های بذری زردآلو و پایه های الو پیوند شده بودند. اختلاف معنی داری در جذب برگی عناصر غذایی و در صفات رشد و نمو از خود نشان دادند. نولس و همکاران (1999) (11) مشاهده نمودند که پایه های مختلف زردآلو اختلاف معنی داری در قطر تنه کولتیوارهای ایجاد نموده است. گراسی و همکاران (1978) (10) و گیورژ به همراه گالوتا (2000)(9) پایه های میروبالان را پایه های پررشد و سازگاری برای زردآلو معرفی کرده اند. در این رابطه طبق گزارش پیرازین (1995)(13)، کوستا و همکاران (1974)(5) و کوستا باگراندی (1975)(6) میروبالان جی اف ای به خاطر صفات ممتازش برای کشت و کار زردآلو مناسب تشخیص داده شد. کامبرا (1979)(4) و آپویان و همکاران (1985)(1) پایه های میروبالان ماریانا به عنوان پایه های مناسب در شرایطی که خاک در تنش تغذیه ای ( کمبود آهن در اثر وجود آهک) است، معرفی کردند.
مک لارنت و همکاران (1975)(12) کروسارنیا و آدرگو (1982)(15) در مورد پایه های میروبالان می نویسند ؛ هر چند که پایه های میروبالان مقاوم به خاکهای آهکی هستند ولی رفتار آن آن ها از کلونی به کلون دیگر متفاوت است. تحقیقات دوکونس و همکاران (1976)(8) نشان داد که میروبالان نوع جی اف سی و یک حساس به آهک ولی میروبالان نوع پی دوازده و چهل و پنج مقاوم به آهک است. از پایه های رویشی که برای پیوند در درختان زردآلو استفاده می شود می توان پایه سنت ژولین را نام برد که به عنوان پایه نسبتاً مقاوم به آهک شناخته شده است. تحقیقات بیرنه (1988)(3) و رومرا و همکاران (1990)(10) نشان دادند که جذب برگی عنصر Ca در کولتیوارهای زردآلو در پیوند با پایه سنت ژولین بیشتر بوده است. پلازنینگ و همکاران (1995) (14) سنت ژولین را برای ارقام زردآلو پلازنیک2 به عنوان یک میان پایه پاکوتاه که در جذب هر چه بهتر عناصر غذایی از خاک اثر معنی داری برروی ارقام می‌گذارد و باعث افزایش کیفیت و کمیت محصول می شود، معرفی نمودند. اسکات
(2000)(16) می نویسد خصوصیات ژنتیکی پایه و رقم و ترکیبی از این دو در کنار مدیریت های صحیح باغی و تغذیه ای می تواند موثر در چگونگی سازگاری آن ها به شرایطی نظیر خاکهایی آهکی و قلیایی، سنگین و متراکم ... و غیره باشد. هدف از اجرای این تحقیق بررسی برروی چگونگی سازگاری کولتیوارهای مختلف زردآلو به خاک آهکی و معرفی سازگاری آن ها است.

مواد و روش:
به منظور بررسی و تعیین سازگاری پایه های و پیوندک های زردآلو در خاک آهکی ، قطعه زمینی با میانگین آهک 12 درصد و بافت نسبتاً سنگین در باغ تحقیقاتی کمال آباد کرج انتخاب و طرح به صورت فاکتوریل دو عاملی در قالب بلوکهای کامل تصادفی در 3 تکرار با عامل های به شرح ذیل به اجرا گذاشته شد: عامل اول شامل پایه های بذری ماریانا (A) و میروبالان (A2) و پایه رویشی سنت ژولین (A1)عامل دوم پیوندک های متفاوت زردآلوی نصیری (B1)، زردآلوی شاهرودی (B2) و زردآلوی شماره 35 (B3) بود. در مجموع برروی 162 اصله درخت ( 9 تیمار × 6 درخت در هر بلوک × سه تکرار آزمایش به عمل آمد. فاصله کاشت کولتیوارهای در هر بلوک 2×3 متر و فاصله تکرار 4 با یکدیگر 3 متر بود. در پاییز سال 76 بذور ماریانا و میروبالان در خزانه کشت و نگهداری شدند و از پایه سنت ژولین در باغ تحقیقاتی کمال آباد کرج مراقبت های لازم به عمل آمد. در شهریور 77 عمل پیوند 162 نهال انجام شد. در اسفند سال 79 کولتیوارهای مختلف زردآلو از خزانه به قطعه تحقیقاتی مورد آزمایش در باغ تحقیقاتی کمال آباد کرج منتقل شدند. سالی یکبار از کود حیوانی به میزان 10 کیلوگرم و سولفات آمونیوم به میزان 100 گرم برای هر کولتیوار استفاده گردید . تمامی کود حیوانی و 2/1 کود ازته در اواخر زمستان و بقیه کود ازته در بهار حداکثر تا اوایل تیرماه مصرف شد. نگهداری کولتیوارها ( هرس، آبیاری، مصرف کود) همگی به صورت یکسان صورت گرفت. آبیاری نشتی انجام شد. در آذرماه تیر ماه سالهای 80 و 81 و 82 به ترتیب از صفات شاخصی رشد نظیر ارتفاع درخت ، قطر تنه رشد سالانه سرشاخه ها و شعاع گسترش درخت یادداشت برداری شد ، از برگهای میانی شاخه های یکساله نمونه برگ تهیه شد و بالاخره تاریخ شروع و پایان گلدهی کولتیوارها در طی این سالها ثبت گردید.
محاسبات آماری به صورت استفاده از روش آزمون دانکن برای مقایسه میانگین ها ، تجزیه واریانس مرکب به منظور تعیین اثر سال، اثر پایه ، اثر پیوندک و اثر متقابل پایه و پیوندک برای صفات مورد بررسی و آنالیز ضریب همبستگی بین غلظت های عناصر غذایی در برگ با یکدیگر و با صفات رویشی به منظور ارزیابی دقیق شاخص های اندازه گیری شده ، صورت گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار کامپیوتر SAS و Excel استفاده شد.

نتایج:
از نتایج تجزیه خاک قطعه مورد آزمایش قبل از کاشت ( جدول شماره 1) قابل مشاهده است. که خاک آهکی ، قلیایی ، لومی رسی و از نظر کربن و ازت کل فقیر و از لحاظ فسفر و پتاس قابل جذب به ترتیب متوسط و معتدل است. جداول شماره 2 و 3 تجزیه واریانس مرکب جذب عناصر غذایی در برگ و صفات رویشی کولتیوارهای زردآلو را نشان می دهند در سال 1380 سال اول استقرار کولتیوارهای درزمین اصلی بود ، به علت رشد ضعیف پیوندک هایی که با پایه رویشی سنت ژولین پیوند شده بودند و به دلیل نبود تعداد کافی برگ در شاخه های یکساله و خشبی در تیرماه آن سال، برای تجزیه برگی از 6 ترکیب تیماری و برای اندازه گیری صفات شاخص رشد از 7 ترکیب تیماری استفاده شد. نتایج نشان دادند که اثر سال در جذب تمام عناصر غذایی اندازه گیری شده در سطح یک درصد و در میان عناصر غذایی تنها در عنصر Fe در سطح 5 درصد معنی دار شده بود. اثر سال بر صفت ارتفاع در سطح یک درصد ، در صفات رشد سالانه سرشاخه ها و در مقطع تنه در سطح 5 درصد معنی دار گردید. سال برصفت سطح گسترش تاج اثر معنی داری نداشت. اثر متقابل پایه و پیوندک (A*B) در جذب برگی Zn, Mn, P و صفت رویشی ارتفاع در سطح 5 درصد معنی دار گردید. اثر متقابل معنی دار بین سال در پایه و پیوندک در هیچکدام از صفات اندازه گیری شده به استثناء جذب برگی Zn مشاهده نشد. در مقایسه میانگین سالهای آزمایش از صفات مورد مطالعه توسط آزمون چند دامنه ای دانکن (جدول 4)نتایج نشان دادندکه در سطح احتمال 5 درصدترکیب پیوندی میروبالان × زردآلوی شماره 35 (A2B3 ) از نظر ارتفاع ، رشد سالانه سرشاخه ، شعاع گسترش درخت بیشتری میانگین را کسب نمودند. در حالیکه میانگین داده های غلظت برگی عناصر Mg, Ca, Fe, K اختلافات معنی دار نگردید، بیشترین میانگین از عناصر Cu, Zn, Mn, N در برگ به ترتیب در ترکیب های پیوندی سنت ژولین × نصیری (A1B1) و سنت ژولین × شاهرودی (A1B2) برای عنصر N؛ میروبالان × شاهرودی (A2B2)  برای عنصر Mn و سنت ژولین × شاهرودی (A1B1) برای عنصر Zn مشاهده شد. در جذب برگی عناصر Cu, P بین ترکیب های پیوندی A1B1, A1B2, A1B3 اختلافات معنی دار نبود، اما این سه کولتیوار با اختلاف معنی داری از دیگر کولتیوارها غلظت بیشتری از عناصر نامبرده را در برگ داشتند. نتایج ضریب همبستگی میان غلظت عناصر غذایی در برگ با یکدیگر و با صفات مورد مطالعه رشد در سال پایانی آزمایش در جدول شماره 5 قابل مشاهده است. در ترکیب پیوندی A2B1 بین عنصر N با صفات رشد همبستگی معنی داری ( در سطح یک درصد ) مشاهده شد. در حالی که در A1B1 همبستگی موجود بین عنصر N و ارتفاع در سطح 5 درصد منفی بود. همچنین در A2B1 همبستگی مثبت و معنی داری ( در سطح یک درصد) بین عناصر Fe, Mn با صفات رویشی مشاهده گردید. عنصر K با سطح مقطع تنه در ترکیب پیوندی A1B1 همبستگی مثبت ( در سطح 5 درصد) و در A3B1 همبستگی منفی ( در سطح 1 درصد ) نشان داد.صفت شعاع گسترش درخت در A1B1 با عنصر Zn در سطح 5 درصد درA1B2 با عنصر K ( در سطح یک درصد) همبستگی مثبت و معنی داری داشت. تنها در A2B3 یک ضریب همبستگی منفی و معنی داری در سطح 5 درصد با عنصر Cu در برگ حاصل شد. عنصر P در A3B1 با شعاع گسترش تاج در سطح یک درصد همبستگی منفی نشان داد در حالی که A3B3 با شعاع گسترش تنه، سطح مقطع تنه و رشد سالانه سرشاخه همبستگی مثبت ( در سطح 5 درصد) نشان داد . عنصر Mg در برگ در سطح 5 درصد در ترکیب پیوندی A3B2 با سطح مقطع تنه ( مثبت) و در A3B3 با رشد سالانه سرشاخه همبستگی منفی نشان داد.
در A3B1 رشد سالانه سرشاخه و سطح مقطع تنه با عنصر Mn به ترتیب یک همبستگی منفی و مثبت در سطح 5 درصد را نشان دادند. در ترکیب های پیوندی A2B3و A1B3 هیچ همبستگی بین عناصر غذایی در برگ و صفات رشد مشاهده نشد.
در محاسبات صفت سازگاری و ماندگاری ترکیبات پیوندی در سال 82 مشاهده شد. (جداول 6و 7). هر چند که تعداد نهال ها و درختان از بین رفته متفاوت بود ولی نظر آماری این اختلافات معنی دار نشدند. اما حداکثر تعداد درخت موجود در ترکیب پیوندی میروبالان × شماره 35 ( با 28 درصد تلفات ) و حداقل تعداد درخت مربوط به ماریانا نصیری و ماریانا شماره 35  مشاهده شد.
بحث:
رهنمون (1381)(الف) در گزارشی نهایی در طرح تحقیقاتی مناسب ترین پایه برای ارقام زردآلو ، پایه میروبالان را یک پایه سازگار برای ارقام زردآلو معرفی کرد و در حالی که آنها نیز مشاهده نمودند که پایه سنت ژولین القاء رشد بسیار ضعیف به پیوندک ها دارد تحقیقات آنها نشان داد که نشابهات وسیعی بین پایه میروبالان و ماریانا وجود دارد که هر چند که در کاربری آن بایستی احتیاط لازم را به عمل آورد.در انطباق یا نتایج فوق  پایه میروبالان سازگاری خوبی را با رقم زردالو شماره 35 در یک خاک آهکی مانند خاک باغ کمال آباد کرج که به طور متوسط 12 درصد آهکی ، قلیایی و با بافت سنگین است نشان داد . این سازگاری در صفت ماندگاری و صفات رشد، ( از قبیل رشد سالانه سرشاخه ، شعاع گسترش تاج ، ارتفاع) قابل مشاهده بود. همچنین پیوندک هایی که برروی پایه سنت ژولین پیوند شده بودند. جذب برگی مناسب و پاکوتاهی از خود نشان دادند. بیشترین روابط رگرسیونی در بین جذب عناصر غذایی با صفات رویشی در ارقامی مشاهده شد که با پایه میروبالان پیوند شده بودند. همبستگی های مثبت و معنی داری در شاخص های رویشی با غلظت عناصر غذایی در برگ کولتیوارهای زردآلوی مورد مطالعه مشاهده شد. که مطابقت با نتایج استیلو و ماریونو(1983)(17) را نشان می دهد. بین غلظت Fe/Mn,N در برگ با صفات رویشی در کولتیوار A2B1 و به همین ترتیب در کولتیوارهای A1B1, A1B2, A3B1, A3B2, A3B3 همبستگی های مثبت و معنی داری مشاهده شد. از این روابط رگرسیونی می توان بخوبی در مصرف بهینه کودهای شیمیایی استفاده نمود. از مطالعات انجام شده می توان مشاهده نمود که ترکیبات پیوندی مورد مطالعه هر کدام دارای خصوصیات مطلوبی بوده به طور مثال پایه سنت ژولین پایه ای پاکوتاه و دارای پتانسیل خوبی در جذب عناصر غذایی حتی در شرایط سخت فیزیکی و شیمیایی خاک  است که این صفات را به خوبی به پیوندک ها انتقال داده بود و یا پایه ماریانا که در ترکیب با پیوندک ها استحکامی مناسب از خود نشان داده بود. از نتایج سازگاری میروبالان × زردآلوی شماره 35 از لحاظ ماندگاری ، جذب عناصر غذایی و بعضی صفات رویشی قابل رویت گردید و می توان به عنوان یک ترکیب پیوندی در این چنین خاکهایی ( خاکهای آهکی و قلیایی و نیمه سخت) توصیه نمود.
میترا میرعبدالباقی
استادیار بخش تحقیقات باغبانی ، مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر
كاهش ضایعات محصولات باغی در دوره پس از برداشت


منبع:
http://nahalestanzardadi.mihanblog.com

تاریخ : جمعه 19 آذر 1389 | 04:43 ق.ظ | نویسنده : مدیر سایت | نظرات

گلها و گیاهان زینتی


در باغ ایرانی گلها را معمولا پای درختان در حاشیه خیابانها می‌کاشتند. ایرانیان از گلهایی استفاده می‌شد که علاوه بر زیبایی دارای خواص مفید دیگری نظیر عطر خوش‌، استفاده‌های طبی و خوراکی بودند استفاده می‌کردند. در بعضی از باغها قسمتی از محوطه باغ‌، بنام باغچه، یا گلزار یا گلستان که معمولاً نزدیک بنای اصلی بود را به کاشت گل اختصاص میدادند.
مطالب مربوط به این بخش از منابع گلکاری تألیف دکتر خلیقی و جزوه گیاه شناسی تألیف مهندس حریری تهیه شده است.

1- شمعدانی معمولی: Geranium hortorum
Geraminaceae: تیره
شمعدانی انواع مختلفی دارد و از گلهایی است که سابقه کشت آن در ایران بسیار طولانی است و هر کجا که آب و هوا اجازه کشت آنرا میداد کاشته می شد . شمعدانی گیاهی دائمی و مقاوم نسبت به سرما و سایه است. شمعدانی معمولی از همه معروفتر و بسیار پرگل و زیبایی می ‌باشد. برگهای آن سبز با حاشیه کرم و رنگین می‌باشد. در زمستان که تابش آفتاب ضعیف است گل نمی دهند و در تابستان بهتر است درسایه نگهداری شوند. از انواع دیگر شمعدانی که در ایران کاشته می‌‌شدند می‌توان و شمعدانی بهار هلو که در تهران بسیار کشت می‌شد‌، شمعدانی عطری که برگهای زیبا با شیارهای عمیق آن بسیار معطر است و شمعدانی اژدری
(Pelargonium domesticum) که کشت آن در بسیاری از نقاط ایران متداول است نام برد. در آخر می توان به شمعدانی پیچ Pelargonium peltatum که برگها در این نوع نسبتاً پهن و گیاه حالت رونده دارد اشاره کرد.


2- سوسن : Lilium longiflorum
Liliaceae : تیره
گلهای آن بسیار زیبا است و در ٿصل بهار گل می‌دهد. دارای پیاز و تک لپه‌ای است. پیازها را معمولاً در ماههای آذر و دی در گلخانه‌ها می‌‌کارند .گل آن درشت و به گلهای مختلٿ زرد، سٿید، نارنجی و قرمز است.


3- بنفشه :Viola
Violaceae: تیره
شامل گونه‌های بنفشه معطر V. odorata ‌، بنفشه فرنگی
V.altaica و بنفشه سه رنگ V.tricolor بنفشه V.lutea است.انواع وحشی آن نیز درایران موجود است. گیاهی یکساله و مقاوم به سرما است. در نیمه دوم مرداد ماه بذر آن در هوای آزاد و در بستری از یک خاک سبک کشت می ‌شود در مهر و آبان به محل اصلی برده می‌شود و تا اواسط بهار سال آینده دارای گل می‌باشد و مقاوم است. عملیات به نژادی و دو رک گیری در مورد این گیاه در دنیا بسیار انجام گرفته و بهترین نوع آن نسل اول (F1) است. بدیهی است نسلهای بعدی کیفیت و موغوبیت پایین‌تری دارند . برگهای آن ساده و متناوب و دارای گوشوارک می‌باشند. گلها نامنظم و منفرد، 5 گلبرک، 5کاسبرگ و 5 پرچم و یا مادگی سه برچه‌‌ای دارد.حاوی ماده آلکا لوئیدی ویولین (violine) می باشد.


4- نرگس: Narcissus poeticus
Amaryllidaceae : تیره
گیاهی تک لپه‌، پیازی و دائمی است و گلهای آن معطر و زیبا است. در باغهای تاریخی بسیارکشت می‌شده است. واریته‌های آن بسیار زیاد و بسته به درشتی و ریزی گل آن طبقه بندی می‌شوند. دارای گلهای شیپوری شکل به رنگ زرد و یا زرد سفید می‌باشد. تکثیرآ ن بوسیله بذر و پیاز صورت می‌گیرد. گیاهی علفی‌، دائمی با برگهای ساده است و باریک گلهای آن منظم‌، منفرد بوده و در ابتدا در غلافی پوشیده‌اند است. میوه آن بصورت کپسول ( میوه‌ای است که از تخمدان مرکب بوجود آمده و در هر برچه چند دانه تولید می‌شود) بوده دانه آلبومن و محتویات غذایی دانه زیاد دارد.


5- گل حنا : Impatien balsamina
تیره: saminaceae
گیاهی گلدانی، با گلهای ظریف است که هرگل آن 5 گلبرگ قرمز حنایی دارد. برگهای آن ظریف و به رنگ سبز روشن است. و این گیاه بوسیله قلمه تکثیر می‌شود. از زمانهای قدیم درایران کشت می‌شده و رنگ صورتی آن نیز موجود است. تکثیر این نوع گل از طریق کاشت بذر نیز به آسانی صورت می‌گیرد.


6- اختر: Canna generalis
Cannaceae :تیره
گیاهی است دائمی‌، با ریزومهای ( اندامهای زیر زمینی که بعضی گیاهان به جای ریشه دارند) قومی روی آن جوانه های درشتی رشدونمو می کند. نسبت به سرمای زیاد حساس است. در تابستان به گل می‌نشیند و گلهای آن به رنگهای سرخ‌، نارنجی‌، زرد است.


7- میخک : ianthus cayophyllus
Caryopyllaceae: تیره
گیاهی است بسیار قدیمی با سابقه طولانی کاشت که به خاطر گلهایش در سراسر جهان معروف است. هم به صورت شاخه بریده و هم در باغچه ها قابل کاشت است گل آن در رنگهای بسیار متنوع و بسیار پرپر است. انواع وحشی آن نیز در کوهستانهای ایران‌، بیشتر در محلهای سنگی می‌روید. برگهای آن متقابل‌، ساده‌، باریک است و جام گل آن دارای 5 گلبرگ دندانه دار
است که از دو قسمت پهنک (قسمت پهن گلبرگ )و ناخنک ( قمست باریک گلبرگ )تشکیل شده است. تکثیر میخک غالباً از طریق رویشی و توسط قلمه گیری از شاخه های سبزآن صورت می گیرد.


8- قرنفل: Dianthus barbatus
Caryophyllaceae : تیره
گلی بسیار زیبا است که گلهایش رنگ‌های متنوع داشته و در حاشیه‌ها استٿاده می‌شود. در ایران از قدیم در باغها کشت می‌‌شده است. نسبت به سرما مقاوم است. بذر آن در تیر و مرداد کشت و نشاها در شهریور و مهر به محل اصلی منتقل می شود.


9- گل صابونی ( بغدادی) : Soponaria officinalis
Caryophyllaceae: تیره
از این‌رو به آن صابونی می‌گویند که برگهای آن دارای ماده ساپونینی (Saponin) است و مانند صابون درآب کف می‌کند، در بسیاری از منابع بعنوان یکی ازگلهای اصلی باغها ذکر شده است.


10- ستاره‌ای : Aster sp
Compositeae : تیره
دارای گونه های(Variety) بسیار زیاد است. گلهای ریز و ستاره ای شکل به رنگ سفید، آبی و طلایی دارد. روز کوتاه ( گیاهانی که به کمتر از 12 ساعت نورآقتاب در یک شبانه روز نیاز دارند) و دارای انشعابات متعدد می باشد. تکثیر آن غالباً از طریق کاشت بذر در اوایل اردیبهشت انجام می ‌شود و حدود 5 ماه بعد ازکاشت بذرها به گل می نشینند.


11- همیشه بهار : Calendula sp.
Compositeae :تیره
از گلهای پاییزی است و تا اوایل بهار دوام دارد. گلهای آن زرد طلایی است. در باغها‌، در حاشیه‌ها و پای درختان ونیز نزدیک عمارت کاشته می‌شده است.


12- جعفری : Taget erecta
Compositeae :تیره
یکی ازگلهای قدیمی است که از سالها پیش کشت و پرورش آن درایران معمول بوده است. گل بهاره و تابستانه( نشاهای آن در ٿضل بهار وتابستان به محل اصلی کاشت منتقل می‌شوند. گل بهاره به گلی می‌گویند که در بهار به گل می نشیند) است. بذر آن به طور معمول در اردیبهشت ماه در خزانه ای آماده شده‌، سپس کشت می‌شود. نشا ظرف دو ماه آماده کاشت
در محل اصلی است.


13- آهار : Zinnia elegans
Compositeae : تیره
بذر آنرا در اردیبهشت ماه در خزانه می‌کارند و در تیر ماه آنرا نشا کار می‌کنند. این گل از گیاهانی
است که بذر آن مستقیماً در محل اصلی یعنی حاشیه‌های گل‌کاری کاشته می‌شود. رشد آن بسیار زیاد است. ارتفاع آن بیش از گلهای دیگر است و در حاشیه‌‌های گل‌کاری باید در جای مناسب کاشته شود .گل آن بسیار زیباست و در باغهای قدیمی بسیار از آن استفاده می‌شده است.


14-کوکب : ahlia
Compositeae : تیره
از گیاهان دائمی است و ریشه های غده ای آن در برابر سرما مقاومت ندارد. رنگ گلها در آن بسیار زیبا و متنوع است‌، خصوصاً در نواحی کوهستانی که تابستانهای خنک تری دارد. گل آن بسیار درشت و رشد آن قابل ملاحظه است.


15- کوکب کوهی : Rudbeckia fulgida
Compositeae : تیره
یک گیاه دائمی با گلها زرد است که در وسط به رنگ تیره و سیاه می گراید. گلهای کوکب کوهی با ساقه های بلند جلب توجه می‌کند. در آغاز بهار از طریق تقسیم بوته تکثیر می‌‌شود.


16- رعنا زیبا : Gaillardia
Compositea : تیره
یک گل زیبای دائمی است. در اواخر خرداد و تقریباً در تمام طول تابستان گل می‌دهد. گلهای آن قرمز، صورتی و زرد است. تکثیر آن به آسانی از طریق تقسیم بوته در بهار انجام می‌گیرد.


17- داودی : Chrysanthemum morifolium
Composite: تیره
این گیاه هم بیرونی وهم آپارتمانی می‌باشد. به طور مصنوعی در تمام tفصول در گلخانه‌های با تجهیزات کافی به گل می نشیند. یکی از گلهای بسیار مهم است. در باغ ایرانی رایج و متداول بوده است. طرز تکثیر داوودی از طریق ریشه دارکردن قلمه‌های انتهایی شاخه صورت می گیرد. قلمه‌ها ی ریشه دار را مستقیماً در گلدانهای مناسب کشت می‌‌کنند. به طور معمول فصل گلدهی آنها پاییز و اوایل زمستان می‌باشد.


18- نیلوفر : Ipomoea ticolor
گیاهی یکساله با گلهای آبی رنگ است. به صورت خودرو هم رشدونمو می‌‌کند . رشد آن بسیار زیاد و ظرف یکماه به ارتٿاع 3 متر می‌رسد در تابستان گل می‌دهد. بالاروند و مناسب پرچین‌‌ها و چٿته‌‌ها) به غلط به آن آلاچیق می‌گویند( دانش دوست یعقوب‌، باغ ایرانی) می‌‌باشد.

منبع:
کشاورز تنها


منبع:
http://flowere.mihanblog.com

تاریخ : چهارشنبه 17 آذر 1389 | 05:26 ق.ظ | نویسنده : مدیر سایت | نظرات

تقویم زمانی هرس درختان و درختچه های فضای سبز


1- شمشاد نام علمی : Buxus sempervirens
زمان هرس: بهار، پاییز


2- جوالدوزک
نام علمی : Catalpa speciosa
زمان هرس: آخر تابستان،زمستان

3- سدر
نام علمی : Cedrus
زمان هرس:تابستان


4- ارغوان
نام علمی : Cercis
زمان هرس:زمستان
نحوه هرس: هرس این درخت بسته به نوع فرم آن می تواند بدون هرس و تنها با قطع اجباری شاخه های خشک به صورت گلدانی و باز باشد و یا با هرس شاخه زنی می توان تاج آن را انبوه و کروی ساخت.


5- افرا
نام علمی : Acer
زمان هرس:زمستان


6- عرعر
نام علمی : Aillanthus
زمان هرس: زمستان،تابستان


7- ابریشم
نام علمی : Albizzia
زمان هرس: بهار


8- زرشک
نام علمی : Berberis
زمان هرس:زمستان،تابستان


9- دم موشی
نام علمی : Buddleia davidii
زمان هرس:اواخر زمستان
نحوه هرس: یا شاخه اصلی را در زمستان از قسمت های داخلی حذف نمود(هرس نسبتا شدید)تا گیاه تحریک به رشد دوباره گردد.


10- به ژاپنی
نام علمی : Chaenomeles
زمان هرس:تابستان،زمستان

11- شبه سرو
نام علمی : Chamaecyparis lawsoniana
زمان هرس:تابستان


12- گل یخ
نام علمی : Chimonanthus praecox
زمان هرس:بهار ، تابستان

13- درخت پر
نام علمی : Cotinus coggyria
زمان هرس:تابستان

14- شیر خشت
نام علمی : Cotoneaster
زمان هرس:بهار،تابستان،زمستان

15- سرو
نام علمی : Cupressus
زمان هرس:بهار و تابستان

16- گل طاووسی
نام علمی : Cytisus
زمان هرس:بهار

17- یاس زرد
نام علمی : Forsythia
زمان هرس:بهار


18- زبان گنجشک
نام علمی : Franinus
زمان هرس:زمستان

19- لیلکی
نام علمی : Gleditsia
زمان هرس:زمستان

20- ختمی درختی
نام علمی : Hibiscus syriacus
زمان هرس:بهار،تایستان و پاییز

21- یاسمن
نام علمی : Jasminum officinal
زمان هرس:بهار ،تابستان
نحوه هرس: در بهار و تابستان بر حسب زمان گلدهی باید بعد از اتمام دوره گلدهی نسبت به حذف شاخه های ضعیف اقدام نمود و شاخه های خیلی بلند را تا نیمه کوتاه نمود.

22- سرو کوهی
نام علمی : Juniperus
زمان هرس:بهار ،تابستان

23- برگ نو
نام علمی : Ligustrum
زمان هرس:زمستان ،بهار،تابستان


24 - ماگنولیا
نام علمی : Magnolia
زمان هرس:تابستان
نحوه هرس: بهتر است تا جای ممکن به دلیل التیام زخمهای حاصل از هرس و کندی رشد درخت هرس نشوند ولی در صورت لزوم می توان نسبت به خذف شاخه های نابجا و یا شکسته اقدام کرد.

25- زیتون تلخ
نام علمی : Melia
زمان هرس:تابستان

26- توت
نام علمی : Morus spp
زمان هرس:زمستان ،تابستان

27- خرزهره
نام علمی : Nerium oleander
زمان هرس:تابستان

28- نرگس درختی
نام علمی : Philadelphus
زمان هرس:بهار،تابستان،پاییز
نحوه هرس: این درختچه معمولا نیازی به هرس چندانی ندارد و تنها باید هر سه یا چهار سال یکبار در اوائل بهار یا پاییز تعدادی از ساقه های خیلی مسن را از قاعده قطع کنیم.همچنین هرس پنسمان یا چیدن نوک شاخه های تازه روئیده در تابستان باعث جلوگیری از حجیم شدن تاج شده و آنرا متراکم تر می سازد.

29- نوئل
نام علمی : Picea
زمان هرس:بهار ،تابستان


30-کاج
نام علمی : Pinus spp
زمان هرس:بهار

31- چنار
نام علمی : Platamus spp
زمان هرس:تابستان ،زمستان

32- صنوبر
نام علمی : Populus spp
زمان هرس:تابستان

33- پیراکانتا
نام علمی : Pyracantha spp
زمان هرس:تابستان ،آخر زمستان

34- بلوط
نام علمی : Quercus spp
زمان هرس:تابستان،زمستان

35- سماق
نام علمی : Rhus
زمان هرس:زمستان


36- اقاقیا
نام علمی : Robinia
زمان هرس:تابستان،زمستان

37- بید
نام علمی : Salix spp
زمان هرس:زمستان،تابستان

38- اسپیره
نام علمی : Spirea
زمان هرس:بهار

39- سرو خمره ای
نام علمی : Thuja
زمان هرس:بهار،تابستان،پاییز

40- نارون
نام علمی : Ulmus spp
زمان هرس:اواخر تابستان ،زمستان

41- بداغ
نام علمی : Viburnum spp
زمان هرس:بهار،اواسط تابستان

42- مروارید درختی
نام علمی : Symphoricarpus
زمان هرس:اوائل بهار

43- گز
نام علمی : Tamarix spp
زمان هرس:بهار ،تابستان

44- سرخدار
نام علمی : Taxus spp
زمان هرس:اواخر بهار،تابستان


منبع
کشاورز تنها


منبع:
http://flowere.mihanblog.com

تاریخ : چهارشنبه 17 آذر 1389 | 05:24 ق.ظ | نویسنده : مدیر سایت | نظرات

پایه های سیب مالینگ

پایه های ایست مالینگ (EM)
در موسسه تحقیقاتی ایست مالینگ انگستان مشخص و معرفی شده اند که با حروف EM همراه با اعداد مشخص و معرفی شدند . هر کدام از این پایه ها که به روش خوابانیدن افزوده می گردند ، رشد پیوندک را در حد معینی محدود می سازند بنابراین فاصله کاشت درختان پیوند شد. روی آن ها بر حسب نوع پایه متفاوت است. نخستین تلاش موفقیت آمیز برای آزمایش و ارزیابی پایه بر اساس یک روش منظم می باشند سریهای نخست از 9 پایه مختلف به وجود آمده بودند و هر کدام یک عدد رومی با پیشوند M داشتند . در مرحله بعدی 15 سری نیز به سری قبلی اضافه شد و در کل 24 سری به وجود آمدند و برای نام گذاری از اعداد عربی استفاده شد. یایه M25 در سال 1956 از برنامه اصلاحی پایه های مقاوم به شته ی موی سب به عنوان یک پایه نیمه پا کوتاه کننده و پربازده معرفی شد. پایه های M26 , M7 جدیدا از تلاقی M9 با پایه های دیگر به وجود آمد. و بعدا به سریعاً به قبلی اضافه شدند. بعدها اسامی و اعداد از روی به عربی تغییر یافت به عنوان مثال یک تیپ از این پایه ها ابتدا تیپ IX سپس به فرم MLX و اخیراً به صورت M9 نوشته می شود . بیش تر سریهای مالینگ آزمایش شده در انگلستان که به مقدار زیادی در دسترس بودند به طور وسیعی در ایستگاههای تحقیقاتی مناطق مهم تولید کنند . سیب در دنیا تحت آزمایش قرار گرفتند شروع ارزیابی پایه ها توسط پرورش دهندگان سیب به دهه 1930-1940 بر میگردد . ولی نکته قابل توجه این بود که در آن زمان میان باغداران برای استفاده از پایه های پا کوتاه کننده شک و تردید وجود داشت . برای اینکه ، آن ها شرط را براین گذاشتند که میوه را بر روی درختان بزرگ تولید کنند. علاقمندی برای استفاده از درختان کوچکتر عموماً در سه دهه ی اخیر ایجاد شد.
M2 : درختان روی پایه معمولا زود بارده و بربارده بوده و کمی بزرگتر از درختان روی پایه ی M7( 75% اندازه درختان بذری ) هستند . آزمایش های طولانی دراوهایو نشان می دهند که درختان پیوندی ( از نوع رقم دلشیس) بر روی پایه M2 به طور قابل توجهی بیش تر از پایه های M7,M1،M16 و بذری محصول تولید می کنند. متاسفانه پایه M2 قبل از معرفی نژادهای مختلف و دلیشس Spur- type از رده خارج شده است.
M1: قوی و به دلیل سیستم ریشه بذری عمیق مقاوم به خاکهای رسی و مرطوب است. پایه ی مناسبی برای خاکهای عمیق ولی برای خاکهای خشک پایه مناسبی نیست . این پایه به پوسیدگی یقه مقاوم بوده و با افکندن کپه ای و شیاری تکثیر می شود.
M4 : این پایه از نظر اندازه مشابه M2 است. اما محصول زود رس و زیادتری تولید می کند. یکی از مهمترین نقص این پایه این است که ریشه های آن عمدتاً در یک طرف ریشه ی اصلی تولید می شود و بنابراین در خاک استقرار خوبی ندارند . این پایه به پوسیدگی یقه مقاوم می باشد به همین خاطر و دلایل دیگر در برنامه های آزمایش ناحیه ای مجدداً وارد شده است . این پایه در خزانه برگهای دندانه دار ، پوست ساقه رنگ قهوه ای روشن و هم چنین مستعد به تولید اسپور با برگهای کوچک در قاعده دمبرگ دارد . به سرما مقاوم ولی نسبت به خشکی و کم آبی حساس است.
M5 : این پایه به آسانی قابل افزایش و جابه جایی است . مقاوم به شته ی مومی و درختان پیوند شده را به کمبود پتاس دچار می سازد . این پایه در ابتدا رشد قوی داشته و رفته رفته رشدش ضعیف می شود تا به تعادل برسد. این پایه آغاز رشد در بهار و خزان در پاییز را به تاخیر می اندازد.
M.7: ( این پایه درختانی با اندازه %55-65 درختان بذری سیب تولید می کند)
در ایالات متحده طی 50 سال اخیر معرفی پایه ها ، پشتیان صنعت میوه کاری بوده است پایه ی (M7 هنوز هم معمول ترین پایه مورد استفاده بوده و متحمل به اکثربیماری ها و سازگارترین پایه به انواع وسیعی از خاکها و اقلیم های باشد ) دارای ریشه قوی و عمیق از M9 بوده و درختی زود باره و در حالت زهکشی شده خاک درختی نیمه پا کوتاه تولید می کند. ولی در خاکهای سنگلاخی رشد شان محدود تر است . در دامنه ی گسترده ای از دمای خاک رشد می کند. در خاک استقرار خوبی ندارد در سالهای اول نیازمندیم است. در برابر سرمای زمستان مقاومت خوبی ندارد. M7 به رطوبت زیاد مقاوم بوده ولی به سرطان طوقه حساس می باشد . این پایه ها توسط افکندن کپه ای و قلمه ی برگدار زیر سیستم به مه افشانی تکثیر می شود. مهم ترین عیب این پایه به تمایل آن به تولید زیاد پا جوش می باشد. و در خزانه به سبب داشتن شاخه های دوکی با یک با پوست قهو ه ای روشن ، حاشیه ی برگهای موجی و فرورفتگی های عمیق با گوشوارک های کوچک و عدسکهای سفید رنگ قابل تشخیص است.

M8: ابتدا در ایستگاه ایست مالینگ به عنوان پارادیس فرانسوی جمع آوری در سریهای مالینگ به عنوان تیپ VIII نامگذاری شد.
پوست ساقه به رنگ قرمزمایل به نقره ای ، مختصر کرکدار بوده و برجستگی های کوچکی نیز در هر طرف گره های جوانه دیده می شود . برگها به شکل تخم مرغی کشیده ، ضخیم ، چرمی مانند و به رنگ تیره با سطح رویین براق می باشند.
M10:این پایه آغاز رشد در بهار به تاخیر می اندازد و جزء پایه های بسیار قوی محسوب می شود . این پایه استعداد تولید پاجوش زیادی را دارا است.
M11:پایه ای با سیستم ریشه بندی محکم و عمیق که رشد بسیار قوی به پسوندک القا می کند، پربار و سازگار با انواع خاکهاست.
M13:این پایه درختان بزرگی تولید می کند و درختان پیوندی بر روی آن از نظر زود باردهی با درختان بذری فرقی ندارد . اما به شرایط مرطوب خاک نسبت به سایر پایه هایش بیش تر متحمل می باشند. این پایه ها به وسیله ی مشخصات زیر در خزانه قابل تشخیص است.
1-برگها بزرگ ، موجدار و حاشیه ی برگ اره ای با بریدگی عمیق تر است
2-در قاعده دمبرگ گوشوارک بزرگی دارد.
3-پوست ساقه قهوه ای مایل به تیره است و عدسک های پراکنده سفید رنگی دارد.
از خصوصیات دیگر این پایه می توان به ریشه دهی آسان و تولید سیستم ریشه ای سطحی اشاره نمود.
این پایه بسیاری از خصوصیات M9 را دارد . و از این نظر جالب توجه است به علاوه این پایه نسبت به M9 کمی پاکوتاه کننده تر است و به سرمای زمستان نیز مقاوم تر می باشد. به این دلیل وقتی که به عنوان میان پایه برای پا کوتاه کنندگی استفاده می شود خیلی مطمئن به نظر می رسد . پایه M8 به سرما ، شانکر، لکه سیاه بسیار حساس و دارای استقرار ضعیفی در خاک می باشد. در خزانه با داشتن چوب قهو ه ای تیره ، با عدسکهایی با فضای نسبتاً فاصله دار و برگهای صاف ، پهن و سبز مایل به تیره با گوشوارک های خیلی کوچک در قاعده ی دمبرگ قابل شناسایی است. و مثل M9 به وسیله ی قلمه و یا خوابانیدن شاخه به آسانی ریشه نمی دهد.
M9:بیشتر از سایر پایه ها در تمام دنیا هم به صورت پایه و هم میان پایه پا کوتاه کننده مورد استفاده قرار می گیرد. ( 25-35 % اندازه درختان بذری ) . دارای سیستم ریشه ای شکننده ، گوشتی و ضخیم می باشد و نیازمند خاک حاصلخیز است درضمن به دلیل داشتن ریشه های شکننده نیازمند قیم نیز می باشد . ریشه ها در برابر دمای پایین زمستان حساسند . این پایه در برابر پوسیدگی طوقه[1] مقاوم بود. ولی به سرطان طوقه[2] بادزدگی وشته ی مومی سیب حساس است و عیب آن تولید پاجوش زیادی می باشد . این پایه توسط افکندن کپه ای تکثیر می گردد . اگر به عنوان میان پایه استفاده شود. پاکوتاهی را به پیوندک القا می کند. رشد زود در بهار و خزان سریعتر در پاییز القا می کند. طول عمر درختان روی این پایه حداکثر 20 سال است.
از این پایه ممکن است در آینده در مناطقی که دارای خاک کم عمق بارس فراوان یا در خاکهایی که دارای لایه ها ی زیرین سخت می باشد استفاده شود. از انواع خاص از خاکهایی که سایر پایه ها ممکن است کارآیی نداشته باشند. علاقه به استفاده از این پایه وجود دارد . به ویژه اگر از میان پایه پا کوتاه مفیدی خواهد

M16:این پایه بسیار پرشدبوده و استقرار خوبی در خاک دارد و نیز به دامنه ی گسترده ای از دمای خاک سازگاری دارد. به شته ی مومی سبب بسیار حساس بوده و توسط افکندن کپه ای تکثیر می شود.
M25:این پایه دهه 1920 در ایست مالینگ انگلستان از تلاقی نورسرن اسپای و M2 به دست آمده است. درختان بر روی آن از نظر اندازه مثل درختان بر روی پایه ی بذری هستند (جزء پایه های قوی محسوب می شود. ) ولی نسبت به پایه های بذری تولید درختان پربارده و زود بارده می کند. در موقع خوابانیدن دارای رشد مستقیم با کمی خمیدگی در هر گره می باشد که حالت زیگزاگ به خود می گیرد . پوست ساقه به رنگ سبز تیره و پهنک برگ بزرگ با حاشیه های نامنظم می باشد. در آمریکا از این پایه دلیل قوی بودن استفاده نمی شود. عملکردهای آن عالی و مقاومت آن به شته ی موی بیش تر از M16 است.
M26 :این پایه از تلاقی M9 , M16 به وجود آمده است . پایه M26 بعد از معرفی در سال 1959 به خاطر زود بارده ، پاکوتاه 40-50) درصد درختان بذری ) و پربارده بودن درختان بر روی آن ، خیلی سریع به صورت پایه عمومی در آمد . بسیاری از ارقام سیب بر روی پایه M26 نسبت به پایه M9 قویتر بوده و از استقرار خوبی برخوردارند . این پایه به طور وسیع کشت شد. به نحوی که در اواسط سال 1970 با M7 برابری نمود ( خاصیت پاجوش دهی ندارد. ) ولی با برخی از ارقام سیب مثل هالیدی [3]و بلاکس[4] تیمن و غیره تا حدودی سازگاری ندارد . پایه M26 به شرایط بیش از حد رطوبت متحمل است. و بر بیماری پوسیدگی یقه و بیماری آتشک حساس می باشد. درختان بر روی پایه M26 در خاکهای خوب زهکشی شد. نیاز به قیم ندارد. با وجود این ارقامی که به رشد قوی روی این پایه تمایل نشان می دهد. نیاز به قیم دارند. این پایه به سرمای زمستانه مقاومت بیش تری دارد. این صفت مقاومت به سرمای اواسط زمستان و همچنین شکست دیر خواب جوانه ها ( دیر بیدار شدن جوانه ها در بهار ) را از والد M16 به ارث برده است . این پایه در خزانه با داشتن برگهای بزرگ با حاشیه ی دندانه دار ، گوشوارک های نازک منتهی به برگچه های کوچکترو شانه های قوی راست به رنگ قهوه ای و حاوی عدسکهای مشخص قابل شناسایی می باشد.
M27 :این پایه اخرا معرفی شده است و از تلاقی M13 , M12 در سال 1929 به وجود آمده است جزء پایه های خیلی پا کوتاه کننده است.
درختان بر روی این پایه کوچکتر از درختان بر روی M9 هستند . خیلی زود بارده و نیاز به قیم دارند.
امروزه از M.27 به صورت پایه از نظر تجارتی به طور گسترده استفاده نمی شود . ولی به عنوان میان پایه بر روی کلون قوی مورد استفاده قرار می گیرد . در خزانه شاخه های M.27 دوکی راست پوست قهوه ای تاریک می باشند. برگها تخم مرغی شکل کوچک بوده ، دارای حاشیه دندانه دار و به حالت فنجانی می باشند . به طریق خوابانیدن به راحتی ریشه دار می شود . در آینده ممکن است در کشتهای تراکم به ویژه در خاکهای با زهکشی خوب از جایگاه خوبی برخوردار است.




منبع:
http://flowere.mihanblog.com

تاریخ : چهارشنبه 17 آذر 1389 | 05:21 ق.ظ | نویسنده : مدیر سایت | نظرات
تغذیه گیاهی

 هر موجود زنده برای ادامه حیات، رشد و تولید كمی و كیفی مطلوب نیاز به تغذیه متناسب و متعادل و در مقاطع زمانی مناسب دارد. گیاه نیز به‌عنوان یك موجود زنده خارج از این مقوله نمی‌باشد. بنابراین نباتات كشاورزی كه مولد محصولات كشاورزی مورد نیاز انسان می‌باشند برای تولید كمی و كیفی بهینه با توجه به شرایط اقلیمی و منطقه‌ای و سایر عوامل مؤثر در كشاورزی به تغذیه مطلوب نیازمندند. تغذیه گیاه از طریق خاك و برگ انجام می‌پذیرد. اهم عناصر غذایی مورد نیاز گیاهان را می‌توان به ترتیب زیر دسته بندی نمود:

 مواد غذایی اولیه: ( به مقدار نسبتاً زیاد مورد نیاز گیاهان است )

 ازت (N)       

فسفر( p)       

پتاسیم (K)

 مواد غذایی ثانویه: ( به مقدار متوسط مورد نیاز گیاهان است )

 كلسیم (Ca)    

منیزیم (Mg)  

گوگرد (S)

عناصر غذایی ریزمغذی : ( به مقدار نسبتاً ً كم مورد نیاز گیاهان است )

 روی (Zn)     

بُر(B) 

منگنز (Mn)

 مس (Cu)      

آهن (Fe)      

مولیبدن (Mo)



منبع:
http://flowere.mihanblog.com

تاریخ : دوشنبه 15 آذر 1389 | 04:23 ق.ظ | نویسنده : مدیر سایت | نظرات
 کم آبی در گیاهان به صورت علایمی مانند توقف رشد , کوچکتر شدن برگ , کوتاه شدن فاصله میان گره ها , بد شکل شدن برگ ها , سوختگی حاشیه برگ ها و ریزش برگ در گیاهان حساس به ریزش برگ مشاهده می شود . علایم کمبود آب در گل داوودی شامل تیره شدن برگ ها و در بگونیا به صورت خاکستری شدن برگ ها دیده می شود.

پر آبی به صورت علایمی مانند افزایش ارتفاع گیاه , آبدار شدن ساقه و نرم و شکننده شدن و گاهی پژمردگی و مرگ گیاه (در معرض نور ) , کاهش اکسیژن و صدمه به ریشه و عدم جذب آب و مواد غذایی و در نهایت پژمردگی و توقف رشد نمایان می شود . پر آبی به معنی مصرف بیش از حد آب در هر دور آبیاری نیست بلکه نشان دهنده تکرار دفعات استفاده از آب است . در زمستان گیاهان در مدت طولانی در معرض آب و هوای ابری هستند و معمولا یک یا دو روز در معرض هوای آفتابی قرار می گیرند . گیاهانی که به نور کم عادت کرده اند نمی توانند به سرعت به شدت نور زیاد پاسخ دهند در نتیجه مقدار آب کمی که از طریق ریشه ها جذب می شود نمی تواند مقدار آب از دست رفته از طریق تعرق را جبران نماید و پژمردگی اتفاق می افتد در این حالت ممکن است تصور شود که گیاه به آبیاری نیاز دارد ولی آبیاری مشکل را حادتر می کند . کندن خاک نشان می دهد که خاک مرطوب اما سرد است . پس سرما عامل اصلی است و ریشه ها نمی توانند آب جذب کنند .

زمان آبیاری : مدیریت آبیاری عامل اصلی در موفقیت کشت است . نیاز های رطوبتی گیاه با مرحله رشد فرق می کند و داننهال نسبت به گیاه بالغ به آب کمتری نیاز دارد . فصل سال بر میزان آب مورد نیاز موثر است . میزان نیاز آبی در تابستان بیشتر از زمستان است . نوع بستر رشد به کار رفته , سیستم حرارتی , نوع گلدان و نوع محصول نیز بر میزان نیاز آبی موثر است . بهترین روش برای راهنمایی کشاورز برای آبیاری استفاده از تجربیات سال های گذشته است که چه مقدار آب مصرف شده و واکنش گیاه به آن چگونه بوده است . ساده ترین روش استفاده از تانسیومتر است .

باید در زمان مناسب زمین یا گلدان را به خوبی آبیاری کرد . آبیاری ناقص (مثلا اگر نصف آب مورد نیاز داده شود) باعث می شود فقط نیمه بالایی سطح خاک خیس شده و نیمه دیگر آن خشگ باقی بماند و گیاه زود تر از موعد مقرر نیاز آبیاری مجدد پیدا می کند . و تکرار این عمل باعث صدمه به ریشه واز بین رفتن آن می شود . مقدار آب خارجی از گلدان باید حدود 15 – 10 درصد آب داده شده به گلدان باشد تا باعث شستشوی املاح از خاک و جلوگیری از تجمع آن شود .

به طور کلی هر متر مربع بستر کشت به عمق 1 سانتی متر به 1/1 لیتر آب و هر متر مربع کاشت با 18 سانتی متر عمق به 20 لیتر آب نیاز دارد .

PH آب آبیاری : بهترینPH بین 5/5 تا 7 متغیر است . خاک اره نرم و ظروف تورب یا پیت باعث کاهش PH آب و اسیدی شدن آن می شود .

سیستم های آبیاری : در گلخانه ها روش های مختلفی جهت آبیاری گیاهان مورد استفاده قرار می گیرد که مهمترین آن ها به اختصار شرح داده می شود .

آبیاری دستی :آبیاری دستی ابتدایی ترین و متداول ترین روش است . از معایب آن می توان به زیاد شدن هزینه کارگری . اتلاف وقت , شسته شدن خاک و پاشیدن گل روی شاخساره گیاهان اشاره نمود . در این روش باید تمام گلخانه را لوله کشی کرد و شیر های آب در دو طرف سطح زمین انجام شود چون فشار آب موجب شسته شدن سطح خاک و فشردگی آن می شود . با استفاده از سر شیلنگ فشار آب کاهش می یابد .

آبیاری قطره ای : در این روش آبیاری از لوله پلاستیکی و پلی وینیل کلرید استفاده می شود (لوله نوع دوم نیازی به قیم نداشته و لنگر نمی اندازد) . بسته به دما , نوع خاک و گیاه حدود یک لیتر آب در متر مربع لازم است . از مزایای این روش می توان به شسته شدن نمک خاک , صرفه جویی در آب از طریق پخش مستقیم آب در اطراف ریشه و تسهیل کوددهی اشاره کرد .

آبیاری مه افشانی یا میست :در این روش پخش آب به صورت قطرات ریز در محیط کشت برخی از گیاهان زینتی و قلمه ها صورت می گیرد . پخش متناوب آب باعث کاهش دما و افزایش رطوبت در اطراف قلمه ها و در نهایت پایین آمدن تبخیر و تعرق می شود .

آبیاری زیر زمینی : در این روش با خاصیت کاپیلاریته آب بیشتری در دسترس گیاهان قرار می گیرد . در روش کشت مستقیم گیاه , در قسمت تحتانی یک لوله سفال به شکل 8 قرار داده می شود . کف بستر مقداری سنگریزه ریخته و به آن خاک اضافه می کنند و سپس گیاهان را داخل آن می کارند . در بهار و تابستان و اوایل پاییز با غرقاب کردن بستر آبیاری انجام می گیرد و مازاد آب خارج می شود . روش های دیگر آبیاری بستر کشت گیاهان گلخانه ی از روش های ذیل نیز استفاده می شود : آبیاری بارانی , آبیاری ثقلی(میکرودریپ), آبیاری نورانی, مه پاشی دینامیکی



منبع:
http://flowere.mihanblog.com

تاریخ : دوشنبه 15 آذر 1389 | 04:22 ق.ظ | نویسنده : مدیر سایت | نظرات
مقدمه 



هورمون به موادی اطلاق می‌شود که در بخشی از بدن موجود زنده ساخته شده و پس از انتقال اثراتی در دیگر قسمتهای موجود به جای می‌‌گذارد و در تراکم‌های بسیار کم فعالند. هورمونهای گیاهی در بافتهای مریستمی و یا جوان ساخته می‌‌شوند و بعد از انتقال یافتن اثر خود را در بافتهای که تا حدودی از محل سازنده دور است بجای می‌‌گذارند. تاکنون پنج گروه هورمون شناخته شده که همه آنها در کشاورزی بخصوص در باغبانی دارای کاربردهای گسترده‌ای هستند که عبارتند از: اکسین ، جیبرلین ، سیتوکینین ، اتیلن ، اسید آبسیزیک. 



ماهیت اکسین 

اکسینها ، گروهی از هورمونهای گیاهی هستند که باعث طویل شدن سلولهای گیاهی می‌گردند. این مواد طیف گسترده‌ای را از نظر واکنشهای رشد و نموی در گیاهان سبب می‌شوند. واژه اکسین یک اصطلاح عمومی است و به تعدادی از مواد طبیعی گفته می‌شود که فراوان‌ترین و مهمترین اکسین در گیاهان ، اندول استیک اسید (iaa) می‌باشد.

مهمترین اثراتی که به اکسین نسبت داده شده است عبارتند از: بزرگ شدن سلول گیاهی ، طویل شدن ساقه گیاه ، تولید ریشه ، تولید آوندهای چوبی ، افزایش رشد جوانه راسی ، جلوگیری از رشد جوانه جانبی ،‌تشکیل میوه ، بزرگ شدن میوه ، تشکیل گرهک در ریشه گیاهانی که دارای باکتریهای تثبیت کننده نیتروژن هستند ، جلوگیری از ریزش برگ ، بیوسنتز پروتئین و RNAو اثرات دیگر. 



کاربرد بازدارنده‌های هورمونی در باغبانی

مقدمه 

بازدارنده‌های هورمونی دسته دیگری از هورمونهای گیاهی هستند که بدلیل خاصیت بازدارندگی اکثرا برای کنترل شیمیایی علفهای هرز استفاده می‌شود. بازدارنده‌های هورمونی به دو دسته طبیعی و مصنوعی تقسیم می‌شوند. گروه طبیعی تنها شامل اسیدآبسیزیک است که در تمام گیاهان وجود دارد و گروه مصنوعی خود به چها گروه مواد بازدارنده رشد - مواد کند کننده رشد- مورفکتین و مواد شاخه زا را تقسیم می‌شوند. 
مواد باز دارنده رشد: 
این مواد از رشد گیاهان بطور کلی جلوگیری می‌کنند و باعث مرگ گیاهان می‌شوند که علف کش‌ها جزو این گروه هستند علاوه بر این ماده مالئیک هیدرازید هم جز این گروه است که در غلظتهای کم از رشد پیاز و سیب زمینی در انبار جلوگیری می‌کند ولی در غلظتهای بالا به عنوان علف کش است. 
مواد کند کننده رشد 
مواد تشکیل دهنده این گروه بدون اینکه تغییری در ظاهر گیاه و یا تعداد برگها و شاخه‌ها بوجود آوردند از رشد گیاه می‌کاهد. مهمترین کاربرد آنها در هرس و به گل نشاندن گیاهان و مقاومت گیاهان در برابر خشکی است. 

مورفکتین‌ها :

این مواد به عنوان علف کش و نیز در گل انگیزی و ریزش میوه‌ها و شاخه زایی هم کاربرد دارند.

• مواد شاخه زا:

 این مواد تحت عنوان مواد هرس کننده شناخته شده‌اند و برای هرس در باغات میوه از این مواد هم استفاده می‌شود



اسید آبسیزیک و توضیحاتی در مورد آن

اسید آبسیزیک

این هورمون بطور گسترده در گیاهان وجود دارد و این بازدارنده هورمونی حدود صد مرتبه از سایر بازدارنده‌ها قویتر است. وقتی که گیاه تحت تاثیر کمبودهایی نظیر آب ، اکسیژن و مواد غذایی قرار گیرد میزان این هورمون به سرعت بالا می‌رود و زمانیکه کمبود مربوط برطرف شود مقدار آن در طول یکی دو روز به حالت عادی بر می‌گردد

ماهیت شیمیایی اسیدابسیزیک

مراکز عمده ساخته شدن اسیدآبسیزیک:
محل خاصی وجود ندارد و تمامی اندامها بر حسب نیاز آنرا می سازند

نحوه انتقال اسیدآبسیزیک در گیاه:
انتقال این هورمون در آوندها صورت میگیرد

کاربردهای هورمون اسیدابسیزیک در باغبانی

1.کمک به ریزش:
این بازدارنده هورمونی باعث تحریک ریزش و پیری برگ و میوه می‌شود

2.جلوگیری از سبز شدن بذر:
اسیدآبسیزیک از سبز شدن تعداد زیادی از بذرها جلوگیری کرده و یا سبز شدن آنها را به تاخیر می‌اندازد و نیز به علت همین ماده است که بذر در داخل میوه جوانه نمی‌زند


3.کند شدن رشد و ایجاد پیری:
اسیدابسیزیک رشد انوع زیادی از بافتها و اندام‌های گیاهای از جمله ساقه‌ها و ریشه‌ها را کند می‌سازد و اثر دیگر آن مربوط به پیری اندامهای گیاهی است چون این هورمون تجزیه کلروفیل را تسریع می‌کند

4. تسریع در تشکیل ریشه:
در برخی از گونه‌های ریشه را بهبود می‌بخشد

5.اثر روی گلدهی:
در برخی از گیاهان روز کوتاه به گلدهی کمک می‌کند که ممکن است ناشی از کند سازی رشد باشد که خود ان می‌تواند برای گل دادن مساعد باشد.

6.در طولانی کردن دوره خواب بذور و جوانه‌ها و کوتاه داشتن قد گیاهان چوبی از این هورمون استفاده می‌کنند

7.استفاده از این هورمون باعث کنترل بسته شدن روزنه‌های گیاه می‌شود که بدین وسیله در هنگام کم آبی مانع از دست رفتن آب گیاه می‌شود

8.دخالت در تشکیل غده ها:
در گیاهانی كه در روزهای کوتاه غده های خود را گسترش می دهند عامل اصلی در تحریک رشد غده ها اسید ابسزیک میباشد


منبع:
http://flowere.mihanblog.com

تاریخ : دوشنبه 15 آذر 1389 | 04:17 ق.ظ | نویسنده : مدیر سایت | نظرات

هورمونهای گیاهی

مقدمه:

 عوامل بیرونی و درونی در رشد گیاهان موثرند از مهمترین عوامل درونی ، هورمونها و از مهمترین عوامل بیرونی نور و دما را می‌توان نام برد. هورمونها عهده‌دار تنظیم و هماهنگی فرآیندهایی هستند که در نقاط مختلف پیکر گیاهان صورت می‌گیرند. این مواد از ترکیبات آلی هستند که در بافتهای ویژه‌ای ساخته می‌شوند و مستقیما از یاخته‌ای به یاخته دیگر و یا از طریق آوندها در سراسر گیاه انتقال می‌یابند و در محل هدف تاثیر می‌گذارند. بعضی از هورمونها نیز اثر بازدارندگی دارند. بطور کلی رشد و نمو طبیعی یک گیاه ، بیشتر توسط اعمال متقابل هورمونهای تحریککننده و بازدارنده تنظیم می‌شود. بعضی از هورمونهای گیاهی محرک رشد هستند، در حالی که هورمونهای دیگری همین فرآیندها را کند می‌کنند یا به تاخیر می‌اندازند.

 انواع هورمونهای گیاهی

اکسین:

فراوانترین اکسین طبیعی اسید اندول استیک است. مناطقی از گیاه که فعالیتهای رشد و نمو درآنها شدید است معمولا بیشترین مقدار اکسین را تولید میکنند. بدین ترتیب مریستمهای مختلف از جمله مریستم نوک ساقه، مریستم نوک ریشه و کامبیومها سرشار از اکسین هستند. اکسینها علاوه بر تاثیری که در افزایش طول یاخته دارند، در کنترل ریزش پاییزی برگها و میوه‌ها، جلوگیری از رشد ریشه‌های نابجا، رشد گل و میوه در بسیاری گیاهان دخالت می‌کنند. این هورمون به مقدار کم برای رشد ریشه لازم است و افزایش جزئی آن از رشد ریشه جلوگیری می‌کند. اکسین سبب نسخه برداری RNA از DNA و در نتیجه افزایش سنتز پروتئین می‌شود. در بسیاری از دو لپه‌ایها رشد جوانه‌های جانبی به وسیله اکسین متوقف می‌شود. اکسین همچنین در بازدارندگی فعالیت فصلی کامبیوم آوندی و نمو چوب پسین نقش دارد.

 جیبرلین:

پژوهشگران ژاپنی هنگام پژوهش بر روی نوعی بیماری قارچی برنج که باعث دراز شدن غیر طبیعی گیاه نورسته می‌شود جیبرلینها را کشف کردند. این قارچ ماده‌ای به نام جیبرلین A را ترشح می‌کند که وقتی آن را روی بوته‌های سالم برنج بپاشند، در آنها هم نشانه چنین بیماری مشاهده می‌شود. جیبرلین A مخلوطی از شش نوع ترکیب شیمیایی کاملا متمایز است. تاکنون در حدود 84 نوع جیبرلین متفاوت بطور طبیعی در گیاهان شناخته شده‌اند. مهمترین اثر جیبرلینها در افزایش طول ساقه‌ها است. جیبرلینها همچنین سبب تمایز یاخته‌ای می‌شوند. در گیاهان چوبی ، جیبرلینها سبب تحریک کامبیوم آوندی جهت تولید آبکش پسین می‌شوند. بطور کلی تمام جنبه‌های مختلف رشد و نمو در گیاهان از رویش دانه تا تشکیل میوه می‌توانند تحت تاثیر جیبرلینها قرار بگیرند. اثر تحریک کنندگی جیبرلین در رشد ساقه ، بویژه در ساقه‌های گیاهان طوقه‌ای ، با افزایش ابعاد یاخته و تعداد آن آشکار می‌شود. جیبرلینها به مقادیر مختلف در همه بخشهای گیاه وجود دارند. ولی بیشترین مقدار آنها در دانه‌های نارس دیده شده است. بطور کلی رویش دانه در نتیجه تغییر واکنشهای متابولیسمی از صورت کاتابولیسمی به آنابولیسمی حاصل می‌شوند و جیبرلین باعث افزایش فعالیت و یا سنتز گروه ویژه‌ای از آنزیمها می‌گردد که متابولیسم قطعات 2 کربنی را تغییر داده موجبات سنتز ترکیبات حد واسط را فراهم می‌آورد.

 سیتوکینین:

سیتوکینینها شامل گروهی از ترکیبات محرک رشد هستند که فرآیند تقسیم را در یاخته‌ها تحریک می‌کنند. سیتوکینینها در تمام مراحل رشد گیاهان دارای نقش هستند این ترکیبات بر روی متابولیسم از جمله فعالیت آنزیمها و بیوسنتز مراحل رشد تاثیر می‌گذارند و همچنین در ظهور اندامکها و انتقال مواد غذایی در گیاهان موثر بود و مقاومت گیاه را نسبت به عواملی مانند پیری ، آلودگیهای ویروسی و علفکشها و همچنین دمای پایین افزایش می‌دهند. سیتوکینینها ابتدا در شیر نارگیل که آندوسپرم مایع است پیدا شدند. اگر به محیط کشت بافت ساقه تنباکو سیتوکینین اضافه شود یاخته‌های غول پیکر بوجود می‌آیند یعنی سیتوکینین باعث بزرگ شدن یاخته‌ها می‌شود. سیتوکینین مصنوعی که بیشتر در تحقیقات بکار می‌رود، کینتین نام دارد. مجموع کینتین و اسید اندول استیک سبب تسریع تقسیم یاخته‌ای و در نتیجه تولید یاخته‌های بیشمار می‌شود. سیتوکینینها در چیرگی راسی (تسلط انتهایی) دخالت دارند با وارد کردن این هورمون در محل جوانه‌ها از رشدشان جلوگیری می‌شود. نقش دیگر سیتوکینینها جلوگیری از پیری برگهاست.

 اتیلن:

 اتیلن از لحاظ آن که به حالت گاز است یک هورمون غیر معمولی است. در اوایل قرن نوزدهم، پرورش دهندگان میوه کوشیدند تا رنگ و طعم مرکبات را با قرار دادن آنها در اتاقی که با بخاری زغال سنگی گرم می‌شد مرغوبتر کنند. مدتها تصور می‌شد که گرما سبب رسیدن میوه می‌شود. سپس پژوهشهای فراوان نشان داد که در حقیقت فرآورده‌های کروسن سبب رسیدن میوه ها می‌شوند. از بین این فرآورده‌ها، گاز اتیلن، گاز بسیار فعال تشخیص داده شد. به دنبال آن دانسته شد که اتیلن بوسیله گیاهان هم تولید می‌شود. این گاز قبل از رسیدن میوه‌ها در گیاه تولید می‌شود و مسئول تغییرات رنگ، بافت و ترکیبات شیمیایی هنگام رسیدن آنهاست. اکسین در تراکم معین سبب تولید مقدار زیادی اتیلن در گیاه می‌شود. هنگامی که پیری برگ آغاز می‌شود اتیلن تنظیم کننده اصلی ریزش برگ است این گاز سبب تسریع در سنتز آنزیم سلولاز و آزاد شدن آن می‌شود. این آنزیم دیواره‌های یاخته را از بین می‌برد. اگر پیش از آغاز پیری برگ اکسین به آن اضافه شود، از پیری برگ جلوگیری می‌گردد. ولی پس از تشکیل لایه ریزش، اکسین ریزش برگ را با تحریک تولید اتیلن، تسریعمی‌کند.

 اسید آبسیسیک

 این هورمون سبب خواب گیاه می‌شود. آغشته کردن جوانه‌های رویشی به اسید آبسیسیک آنها را به جوانه‌های زمستانی تبدیل می‌کند. بدین ترتیب که این اسید بیرونی‌ترین برگهای مریستمی را به پولک مبدل می‌سازد. این هورمون در دانه‌های بسیاری از گونه‌های گیاهی وجود دارد و سبب خواب دانه می‌شود. اسید ابسیسیک سبب بسته شدن روزنه‌ها به هنگام کم آبی می‌شود تا از تعرق جلوگیری کند. بدین سبب این هورمون به عنوان محافظ گیاه در مقابل شرایط نامساعد محیطی شناخته شده است. اسید ابسیسیک همچنین از تاثیر جیبرلین بر تولید جوانه‌ها جلوگیری می‌کند و این بازدارندگی بوسیله سیتوکینین برگشت پذیر است. اسید ابسیسیک علاوه بر تاثیر بر خواب جوانه و دانه و جداشدن برگ و میوه از گیاه بر رشد گیاه و تشکیل گل نیز اثر بازدارنده و یا گاهی محرک دارد. این ماده بر رشد قسمتهای مختلف بسیاری از گیاهان اثر بازدارنده دارد و اثر ترکیبات طبیعی محرک رشد را خنثی می‌کند.



منبع:
http://flowere.mihanblog.com

تاریخ : دوشنبه 15 آذر 1389 | 04:14 ق.ظ | نویسنده : مدیر سایت | نظرات

تعداد کل صفحات : 12 :: ... 4 5 6 7 8 9 10 ...